امامی هروی
درگذشته ۶۸۶ هجری قمری
زندگینامهٔ امامی هروی
ملکالشعراء رضیالدین ابوعبدالله محمد بن ابیبکر بن عثمان هروی (وفات ۶۸۶ ه. ق) متخلص به امامی از شاعران ایرانی اوایل روزگار ایلخانی است. زادگاه او هرات بوده و مدح پادشاهان کرت را کرده است. او از شاعرانی است که در سدهٔ هفتم روش شاعران شرقی را در شعر خود حفظ کرد. وی با شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی، خواجه مجدالدین همگر، شمس الدین محمد صاحب دیوان و معین الدین پروانه معاصر بوده و چنانکه از دیوانش استنباط میشود علاوه بر شعر، در علوم بلاغی، ادبیات عرب و نیز علوم عقلی از سرآمدن روزگار خود بودهاست. دیوان امامی نزدیک به دو هزار بیت (یا اندکی بیشتر) است که در قالب قصیده، غزل، ترجیعات، مقطعات و رباعیات است. از این شاعر، رساله ای به زبان عربی در شرح یکی از قصاید شاعر معروف عرب، ابوالحارث غیلان بن عقبه، مشهور به ذوالرمه (متوفی ۱۱۷ هجری) در دست است که این رساله را به نام یکی از اتابکان نوشته و در آن لطایف و نکات ادبی، نحوی و لغوی قصیده یاد شده را شرح کردهاست. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار امامی هروی
شعرهای امامی هروی
- شمارهٔ ۴ — کافی دین و دولت ای صدری
- شمارهٔ ۳ — بخدائی که بی ارادت او
- شمارهٔ ۵ — ای اختر آسمان سمندت
- شمارهٔ ۶ — ای خداوندی که دائم پیر چرخ
- شمارهٔ ۱۰ — آن شنیدی که خار در گلزار
- شمارهٔ ۷ — تاج دین و دولت ای صدری که گرد موکبت
- شمارهٔ ۸ — زهی دین پروری کاندر بنانت
- شمارهٔ ۹ — پناه تیغ و قلم آفتاب مشرق ملک
- شمارهٔ ۱۲ — ای بزرگی که با نسیم وفات
- شمارهٔ ۱۵ — والا عمید دولت و دین ای که بر سپهر
- شمارهٔ ۱۶ — سپهر قدرا، گردون هر آنچه حکم کنی
- شمارهٔ ۱۴ — محیط و نقطه ملت، سوار و مرکب دین
- شمارهٔ ۱۳ — دیدم الفی چند سخنگو که لب عقل
- شمارهٔ ۱۸ — چو در سخا و سخن قوت حیات نهاد
- شمارهٔ ۱۱ — ایاز بهر تفاخر مخدرات سپهر
- شمارهٔ ۱۷ — زهی ز پیکر درگاهت اوج خورشیدی
- شمارهٔ ۱۹ — ای صاحبی که گردون گرد از جهان برآرد
- شمارهٔ ۲ — شد علی الرغم حسود از مدد صدق و صفا
- شمارهٔ ۳ — دوش خوابی دیده ام پیرایه تعبیر آن
- شمارهٔ ۷ — کید حسود اگر به مثل کوه آهنست
- شمارهٔ ۶ — گرت باید که دریابی به تحقیق
- شمارهٔ ۵ — خدایگان صدور زمانه، مجد الملک
- شمارهٔ ۱ — ای خانه و ضمیر تو خورشید و تیر ملک
- شمارهٔ ۴ — خردم دوش در مراتب فکر