عراقی
زندگینامهٔ عراقی
شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج کرد. بعدها به عربستان و سپس به قونیه رفت و به خدمت مولانا رسید و مصاحب و معاشر او شد. وی درسال ۶۸۶ یا ۶۸۸ هجری قمری در حدود سن هشتاد سالگی در دمشق وفات یافت. از آثار او میتوان علاوه بر دیوان اشعار به مثنوی عشاقنامه و کتاب لمعات اشاره کرد. کتاب لمعات عراقی از روی نسخهای که به تلاش همراهان وبگاه تصوف ایرانی آماده شده به گنجور اضافه شده است. «رسالهٔ اصطلاحات» نیز از روی نسخهٔ دیگری که به کوشش آقای محمد بیدآباد از همراهان وبگاه تصوف ایرانی آماده شده به گنجور اضافه شده است.
آثار عراقی
شعرهای عراقی
- غزل شمارهٔ ۶۵ — دل، دولت خرمی ندارد
- غزل شمارهٔ ۶۳ — خرم تن آن کس که دل ریش ندارد
- غزل شمارهٔ ۶۷ — نگارا، بیتو برگ جان که دارد؟
- غزل شمارهٔ ۶۶ — راحت سر مردمی ندارد
- غزل شمارهٔ ۶۸ — نگارا، بی تو برگ جان که دارد؟
- غزل شمارهٔ ۶۴ — بیا، کاین دل سر هجران ندارد
- غزل شمارهٔ ۶۹ — تا کی کشم جفای تو؟ این نیز بگذرد
- غزل شمارهٔ ۷۰ — بیا بیا، که نسیم بهار میگذرد
- غزل شمارهٔ ۷۲ — پشت بر روزگار باید کرد
- غزل شمارهٔ ۷۴ — می روان کن ساقیا، کاین دم روان خواهیم کرد
- غزل شمارهٔ ۷۶ — روی ننمود یار چتوان کرد؟
- غزل شمارهٔ ۷۱ — بیا، که عمر من خاکسار میگذرد
- غزل شمارهٔ ۷۳ — یاد آن شیرین پسر خواهیم کرد
- غزل شمارهٔ ۷۵ — روی ننمود یار چتوان کرد
- غزل شمارهٔ ۷۸ — از در یار گذر نتوان کرد
- غزل شمارهٔ ۷۷ — من رنجور را یک دم نپرسد یار چتوان کرد؟
- غزل شمارهٔ ۸۱ — چنین که غمزهٔ تو خون خلق میریزد
- غزل شمارهٔ ۸۰ — بتم از غمزه و ابرو، همه تیر و کمان سازد
- غزل شمارهٔ ۸۳ — آن را که چو تو نگار باشد
- غزل شمارهٔ ۸۴ — تا بر قرار حسنی دل بیقرار باشد
- غزل شمارهٔ ۸۶ — من مست می عشقم هشیار نخواهم شد
- غزل شمارهٔ ۷۹ — بدین زبان صفت حسن یار نتوان کرد
- غزل شمارهٔ ۸۵ — دیدهٔ بختم، دریغا کور شد
- غزل شمارهٔ ۸۲ — اگر یکبار زلف یار از رخسار برخیزد