خاقانی شروانی
زاده ۵۲۰ – درگذشته ۵۹۵ هجری قمری، شروان
زندگینامهٔ خاقانی
افضلالدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگترین قصیدهسرایان تاریخ شعر و ادب فارسی بهشمار میآید. از القاب مهم وی حسان العجم میباشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قویطبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از قصیدهسرایان عصر خویش است. توانایی او در استخدام معانی و ابتکار مضامین در هر قصیدهٔ او پدیدار است.
آثار خاقانی
شعرهای خاقانی
- غزل شمارهٔ ۲۲۰ — ز خاک پاشی در دستخون فروماندیم
- غزل شمارهٔ ۲۲۳ — نماند اهل و رنگی که من داشتم
- غزل شمارهٔ ۲۱۸ — در سایهٔ شب شکست روزم
- غزل شمارهٔ ۲۲۱ — گر به عیار کسان از همه کس کمتریم
- غزل شمارهٔ ۲۱۷ — با بخت در عتابم و با روزگار هم
- غزل شمارهٔ ۲۲۴ — از هستی خود که یاد دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۹ — در سینه نفس چنان شکستم
- غزل شمارهٔ ۲۲۲ — تا چند ستم رسیده باشم
- غزل شمارهٔ ۲۳۱ — به کوی عشق تو جان در میان راه نهم
- غزل شمارهٔ ۲۳۲ — ای قوم الغیاث که کار اوفتادهام
- غزل شمارهٔ ۲۲۵ — گرچه به دست کرشمهٔ تو اسیرم
- غزل شمارهٔ ۲۲۶ — منم آن کز طرب غمین باشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۹ — ما از عراق جان غم آلود میبریم
- غزل شمارهٔ ۲۳۰ — الصبوح ای دل که ما بزم قلندر ساختیم
- غزل شمارهٔ ۲۲۸ — خون دلم مخور که غمان تو میخورم
- غزل شمارهٔ ۲۲۷ — دَردی که مرا هست به مرهم نفروشم
- غزل شمارهٔ ۲۳۷ — گفتم آه آتشین بس کن، نه من خاک توام
- غزل شمارهٔ ۲۳۸ — نام تو چون بر زبان میآیدم
- غزل شمارهٔ ۲۳۳ — یک نظر دوش از شکنج زلف او دزدیدهام
- غزل شمارهٔ ۲۳۴ — دل بشد از دست دوست را به چه جویم
- غزل شمارهٔ ۲۳۶ — این خود چه صورت است که من پایبست اویم
- غزل شمارهٔ ۲۳۵ — زنگ دل از آب روی شستیم
- غزل شمارهٔ ۲۴۰ — کفر است راز عشقت پنهان چرا ندارم
- غزل شمارهٔ ۲۳۹ — از تفّ دل، آتشین دهانم