خاقانی شروانی
زاده ۵۲۰ – درگذشته ۵۹۵ هجری قمری، شروان
زندگینامهٔ خاقانی
افضلالدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگترین قصیدهسرایان تاریخ شعر و ادب فارسی بهشمار میآید. از القاب مهم وی حسان العجم میباشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قویطبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از قصیدهسرایان عصر خویش است. توانایی او در استخدام معانی و ابتکار مضامین در هر قصیدهٔ او پدیدار است.
آثار خاقانی
شعرهای خاقانی
- غزل شمارهٔ ۱۵۰ — عقل ز دست غمت دست به سر میرود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱ — روی تو را در رکاب شمس و قمر میرود
- غزل شمارهٔ ۱۴۵ — دل دادم و کار برنیامد
- غزل شمارهٔ ۱۴۸ — بر دل، غمِ فراقت آسان چگونه باشد
- غزل شمارهٔ ۱۴۷ — مکن، کز چشم من بر خاک، سیلِ آتشین خیزد
- غزل شمارهٔ ۱۵۲ — دل سکهٔ عشق مینگردانَد
- غزل شمارهٔ ۱۴۹ — شور عشق تو در جهان افتاد
- غزل شمارهٔ ۱۴۶ — مرا غم تو به خَمّارخانه باز آورد
- غزل شمارهٔ ۱۵۵ — حُسنِ تو خیال برنتابد
- غزل شمارهٔ ۱۵۷ — زین وجودت به جان خلاص دهند
- غزل شمارهٔ ۱۶۰ — ز خوبان جز جگرخواری نیاید
- غزل شمارهٔ ۱۵۳ — تا مرا عشق یار غار افتاد
- غزل شمارهٔ ۱۵۴ — دلبر آن به که کسش نشناسد
- غزل شمارهٔ ۱۵۸ — روزم به نیابت شب آمد
- غزل شمارهٔ ۱۵۹ — ماه را با نور رویش بیش مقداری نماند
- غزل شمارهٔ ۱۵۶ — روی تو چون نوبهار جلوهگری میکند
- غزل شمارهٔ ۱۶۱ — خار غم تو گل طرب دارد
- غزل شمارهٔ ۱۶۶ — رخ به زلف سیاه میپوشد
- غزل شمارهٔ ۱۶۵ — آنچه تو کردی بتا نه شرط وفا بود
- غزل شمارهٔ ۱۶۷ — آواز حسنت ای جان هفت آسمان بگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۶۳ — عشقت چو درآمد ز درم، صبر به در شد
- غزل شمارهٔ ۱۶۸ — آنچه عشق دوست با من میکند
- غزل شمارهٔ ۱۶۲ — زهر با یاد تو شکر گردد
- غزل شمارهٔ ۱۶۴ — آن را که غمگسار تو باشی چه غم خورد