خاقانی شروانی
زاده ۵۲۰ – درگذشته ۵۹۵ هجری قمری، شروان
زندگینامهٔ خاقانی
افضلالدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگترین قصیدهسرایان تاریخ شعر و ادب فارسی بهشمار میآید. از القاب مهم وی حسان العجم میباشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قویطبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از قصیدهسرایان عصر خویش است. توانایی او در استخدام معانی و ابتکار مضامین در هر قصیدهٔ او پدیدار است.
آثار خاقانی
شعرهای خاقانی
- غزل شمارهٔ ۲۴۵ — چون تلخ سخن رانی تنگ شکرت خوانم
- غزل شمارهٔ ۲۴۳ — گفتم به ری مراد دل آسان برآورم
- غزل شمارهٔ ۲۴۲ — به میدان وفا یارم چنان آمد که من خواهم
- غزل شمارهٔ ۲۴۴ — مرا گوئی چه سر داری، سر سودای او دارم
- غزل شمارهٔ ۲۴۸ — دیده در کار لب و خالش کنم
- غزل شمارهٔ ۲۴۶ — گر رحم کنی جانا جان بر سرت افشانم
- غزل شمارهٔ ۲۴۷ — ما پیشکش تو جان فرستیم
- غزل شمارهٔ ۲۴۱ — نازی است تو را در سر، کمتر نکنی دانم
- غزل شمارهٔ ۲۵۳ — طبع تو دمساز نیست چاره چه سازم
- غزل شمارهٔ ۲۵۵ — خوش خوش از عشق تو جانی میکنم
- غزل شمارهٔ ۲۵۱ — به صفت، عاشق جمال توایم
- غزل شمارهٔ ۲۴۹ — دل به سودای بتان دربستهام
- غزل شمارهٔ ۲۵۲ — امروز دو هفته است که روی تو ندیدم
- غزل شمارهٔ ۲۵۰ — جانا ز سر مهر تو گشتن نتوانم
- غزل شمارهٔ ۲۵۶ — من در طلب یارم ز اغیار نیندیشم
- غزل شمارهٔ ۲۵۴ — ای جفت دل من از تو فردم
- غزل شمارهٔ ۲۶۴ — تا من پی آن زلف سرافکنده همی دارم
- غزل شمارهٔ ۲۶۲ — در عشق ز تیغ و سر نیندیشم
- غزل شمارهٔ ۲۶۱ — نیم شب پی گم کنان در کوی جانان آمدم
- غزل شمارهٔ ۲۶۰ — نزل عشقت جان شیرین آورم
- غزل شمارهٔ ۲۶۳ — ما دل به دست مهر تو زان باز دادهایم
- غزل شمارهٔ ۲۵۸ — خیز تا رخت دل براندازیم
- غزل شمارهٔ ۲۵۷ — دل را به غم تو باز بستیم
- غزل شمارهٔ ۲۵۹ — یارب از عشق چه سرمستم و بیخویشتنم