خاقانی شروانی
زاده ۵۲۰ – درگذشته ۵۹۵ هجری قمری، شروان
زندگینامهٔ خاقانی
افضلالدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگترین قصیدهسرایان تاریخ شعر و ادب فارسی بهشمار میآید. از القاب مهم وی حسان العجم میباشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قویطبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از قصیدهسرایان عصر خویش است. توانایی او در استخدام معانی و ابتکار مضامین در هر قصیدهٔ او پدیدار است.
آثار خاقانی
شعرهای خاقانی
- غزل شمارهٔ ۱۷۶ — زان بخششی که بر در عالم شد
- غزل شمارهٔ ۱۷۳ — دلم ز راه هوای تو برنمیگردد
- غزل شمارهٔ ۱۷۲ — این عشق آتشینم دود از جهان برآرد
- غزل شمارهٔ ۱۷۱ — نی دست من به شاخ وصال تو بررسید
- غزل شمارهٔ ۱۷۴ — صبح چون جیب آسمان بگشاد
- غزل شمارهٔ ۱۷۵ — آن دم که صبح بینش من بال برگشاد
- غزل شمارهٔ ۱۶۹ — مرد که با عشق دست در کمر آید
- غزل شمارهٔ ۱۷۰ — عشق تو اندر دلم شاخ کنون میزند
- غزل شمارهٔ ۱۷۸ — عافیت، کس نشان دَهَد؟ نَدَهَد
- غزل شمارهٔ ۱۸۳ — چون زلف یار گیرم دستم به یارب آید
- غزل شمارهٔ ۱۸۲ — آن کو چو تو دلربای دارد
- غزل شمارهٔ ۱۸۴ — با درد تو کس منت مرهم نپذیرد
- غزل شمارهٔ ۱۷۹ — دل از گیتی وفاجویی ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۸۱ — آمد نفس صبح و سلامت نرسانید
- غزل شمارهٔ ۱۸۰ — دل جام جام، زهر غمان هر زمان کشد
- غزل شمارهٔ ۱۷۷ — آباد بر آن شب که شب وصلت ما بود
- غزل شمارهٔ ۱۸۸ — پیش لب تو حلقه به گوشم بنفشهوار
- غزل شمارهٔ ۱۸۹ — پیش صبا نثار کنم جان شکوفهوار
- غزل شمارهٔ ۱۸۶ — دُرّ خوشاب را لبت سخت خوش آب میدهد
- غزل شمارهٔ ۱۹۱ — خون ریزی و نندیشی، عیار چنین خوشتر
- غزل شمارهٔ ۱۹۰ — دل پردهٔ عشق توست برگیر
- غزل شمارهٔ ۱۹۲ — خیز و به ایام گل بادهٔ گلگون بیار
- غزل شمارهٔ ۱۸۵ — آوازهٔ جمالت اندر جهان فتاد
- غزل شمارهٔ ۱۸۷ — عشقت آتش ز جان برانگیزد