خاقانی شروانی
زاده ۵۲۰ – درگذشته ۵۹۵ هجری قمری، شروان
زندگینامهٔ خاقانی
افضلالدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگترین قصیدهسرایان تاریخ شعر و ادب فارسی بهشمار میآید. از القاب مهم وی حسان العجم میباشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قویطبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از قصیدهسرایان عصر خویش است. توانایی او در استخدام معانی و ابتکار مضامین در هر قصیدهٔ او پدیدار است.
آثار خاقانی
شعرهای خاقانی
- غزل شمارهٔ ۱۹۵ — حدیث توبه رها کن سبوی باده بیار
- غزل شمارهٔ ۱۹۶ — آن خال جو سنگش ببین، آن روی گندمگون نگر
- غزل شمارهٔ ۱۹۳ — بر سر من نامده است از تو جفاجویتر
- غزل شمارهٔ ۲۰۰ — ای دل آن زُنّار نگسستی هنوز
- غزل شمارهٔ ۱۹۹ — روز عمرم در شب افتاده است باز
- غزل شمارهٔ ۱۹۷ — سرهای سراندازان در پای تو اولیتر
- غزل شمارهٔ ۱۹۸ — فتادهام به طلسم کشاکش تقدیر
- غزل شمارهٔ ۱۹۴ — رحم کن رحم، نظر بازمگیر
- غزل شمارهٔ ۲۰۱ — دهان شیشه گشا صبح شد شراب بریز
- غزل شمارهٔ ۲۰۲ — از این دهرنگتر یاری نپندارم که دارد کس
- غزل شمارهٔ ۲۰۶ — هر دل که غم تو داغ کردش
- غزل شمارهٔ ۲۰۴ — مه نجویم، مه مرا روی تو بس
- غزل شمارهٔ ۲۰۷ — عقل ما سلطان جان میخواندش
- غزل شمارهٔ ۲۰۵ — کشد مو بر تن نخجیر تیر از شوق پیکانش
- غزل شمارهٔ ۲۰۳ — بوی وفا ز گلبن عالم نیافت کس
- غزل شمارهٔ ۲۰۸ — چو به خنده بازیابم اثر دهان تنگش
- غزل شمارهٔ ۲۱۳ — نه رای آنکه ز عشق تو روی برتابم
- غزل شمارهٔ ۲۰۹ — خستهام نیک از بد ایام خویش
- غزل شمارهٔ ۲۱۲ — کو صبح که بار شب کشیدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۴ — از دهر غَدر پیشه وفائی نیافتم
- غزل شمارهٔ ۲۱۶ — بر سریر نیاز میغلطم
- غزل شمارهٔ ۲۱۵ — از گشت چرخ کار به سامان نیافتم
- غزل شمارهٔ ۲۱۱ — از دو عالم دامن جان درکشم هر صبحدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۰ — بس سفالین لب و خاکین رخ و سنگین جانم