خاقانی شروانی
زاده ۵۲۰ – درگذشته ۵۹۵ هجری قمری، شروان
زندگینامهٔ خاقانی
افضلالدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگترین قصیدهسرایان تاریخ شعر و ادب فارسی بهشمار میآید. از القاب مهم وی حسان العجم میباشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قویطبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از قصیدهسرایان عصر خویش است. توانایی او در استخدام معانی و ابتکار مضامین در هر قصیدهٔ او پدیدار است.
آثار خاقانی
شعرهای خاقانی
- غزل شمارهٔ ۷۹ — هر که به سودای چون تو یار بپرداخت
- غزل شمارهٔ ۷۷ — به جائی رسید عشق که بر جای جان نشست
- غزل شمارهٔ ۷۵ — یارب آن خال بر آن لب چه خوش است
- غزل شمارهٔ ۸۰ — دلم در بحر سودای تو غرق است
- غزل شمارهٔ ۷۳ — جو به جو عشقت شمار دم زدن بر من گرفت
- غزل شمارهٔ ۷۶ — در عشق تو عافیت حرام است
- غزل شمارهٔ ۷۸ — چرا ننْهم؟ نهم دل بر خیالت
- غزل شمارهٔ ۷۴ — سر و زر کو که منت یارم جست
- غزل شمارهٔ ۸۲ — علم عشق عالی افتاده است
- غزل شمارهٔ ۸۷ — طریق عشق رهبر برنتابد
- غزل شمارهٔ ۸۳ — فلک در نیکوئی انصاف دادت
- غزل شمارهٔ ۸۶ — با او دلم به مهر و محبت نشانه بود
- غزل شمارهٔ ۸۸ — عقل در عشق تو سرگردان بماند
- غزل شمارهٔ ۸۵ — آنها که محققان راهند
- غزل شمارهٔ ۸۴ — بتی کز طرف شب مه را وطن ساخت
- غزل شمارهٔ ۸۱ — بگشا نقاب رخ که ز ره بر در آیمت
- غزل شمارهٔ ۹۵ — عذر از که توان خواست که دلبر نپذیرد
- غزل شمارهٔ ۹۶ — عشق تو چون درآید شور از جهان برآید
- غزل شمارهٔ ۹۱ — دل پیش خیال تو صد دیده برافشاند
- غزل شمارهٔ ۹۰ — دولتِ عشقِ تو آمد عالمِ جان تازه کرد
- غزل شمارهٔ ۸۹ — دل کشید آخر عنان چون مرد میدانت نبود
- غزل شمارهٔ ۹۲ — صد یکِ حسن تو نوبهار ندارد
- غزل شمارهٔ ۹۳ — تب دوشین در آن بت چون اثر کرد
- غزل شمارهٔ ۹۴ — هر تار ز مژگانش تیری دگر اندازد