خاقانی شروانی
زاده ۵۲۰ – درگذشته ۵۹۵ هجری قمری، شروان
زندگینامهٔ خاقانی
افضلالدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگترین قصیدهسرایان تاریخ شعر و ادب فارسی بهشمار میآید. از القاب مهم وی حسان العجم میباشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قویطبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از قصیدهسرایان عصر خویش است. توانایی او در استخدام معانی و ابتکار مضامین در هر قصیدهٔ او پدیدار است.
آثار خاقانی
شعرهای خاقانی
- غزل شمارهٔ ۱۲۲ — لعلت اندر سخن شکر خاید
- غزل شمارهٔ ۱۲۵ — اول از خود بری توانم شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱ — دل رفت و میندانم، حالش که خود کجا شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۴ — لب جانان دوای جان بخشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۸ — عشق تو دست از میان کار برآورد
- غزل شمارهٔ ۱۲۳ — دل از آن راحت جان نشکیبد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶ — دل عاشق به جان فرو ناید
- غزل شمارهٔ ۱۲۷ — دل از آن دلستان به کس نرسد
- غزل شمارهٔ ۱۳۳ — چشم دارم که مرا از تو پیامی برسد
- غزل شمارهٔ ۱۲۹ — ازین دهرنگتر یاری نپندارم که دارد کس
- غزل شمارهٔ ۱۳۰ — می وقت صبوح راوقی باید
- غزل شمارهٔ ۱۳۲ — چه روحافزا و راحتباری ای باد
- غزل شمارهٔ ۱۳۱ — تو را نازی است اندر سر که عالم برنمیتابد
- غزل شمارهٔ ۱۳۴ — باغ جان را صبوحی آب دهید
- غزل شمارهٔ ۱۳۵ — دل نام تو بر نگین نویسد
- غزل شمارهٔ ۱۳۶ — فراقت ز خونریز من درنماند
- غزل شمارهٔ ۱۴۲ — سخن با او به مویی درنگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۴۰ — خاکی دلم به گرد وصالش کجا رسد
- غزل شمارهٔ ۱۳۷ — آتش عشق تو دید صبرم و سیماب شد
- غزل شمارهٔ ۱۴۴ — سر زلفت چو در جولان میآید
- غزل شمارهٔ ۱۳۹ — آتش عیارهای آب عیارم ببرد
- غزل شمارهٔ ۱۴۱ — اندرآ ای جان که در پای تو جان خواهم فشاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۸ — دل بستهٔ زلف تو شد از من چه نویسد
- غزل شمارهٔ ۱۴۳ — دلم آخر به وصالش برسد