خاقانی شروانی
زاده ۵۲۰ – درگذشته ۵۹۵ هجری قمری، شروان
زندگینامهٔ خاقانی
افضلالدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگترین قصیدهسرایان تاریخ شعر و ادب فارسی بهشمار میآید. از القاب مهم وی حسان العجم میباشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قویطبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از قصیدهسرایان عصر خویش است. توانایی او در استخدام معانی و ابتکار مضامین در هر قصیدهٔ او پدیدار است.
آثار خاقانی
شعرهای خاقانی
- غزل شمارهٔ ۵۰ — روی تو دارد ز حسن آنچه پری آن نداشت
- غزل شمارهٔ ۵۱ — به باغ وصل تو خاری رقیبِ صد ورد است
- غزل شمارهٔ ۵۲ — تیرهزلفا بادهٔ روشن کجاست
- غزل شمارهٔ ۵۴ — شمع شبها بجز خیال تو نیست
- غزل شمارهٔ ۵۶ — ما به غم خو کردهایم ای دوست ما را غم فرست
- غزل شمارهٔ ۵۳ — دردی است درد عشق که درمانپذیر نیست
- غزل شمارهٔ ۵۵ — سر سودای تو را سینهٔ ما محرم نیست
- غزل شمارهٔ ۴۹ — زان زلف مشک رنگ نسیمی به ما فرست
- غزل شمارهٔ ۶۳ — چه گویی ز لب دوست شکر وام توان خواست
- غزل شمارهٔ ۶۴ — کیست که در کوی تو فتنهٔ روی تو نیست
- غزل شمارهٔ ۵۷ — بس لابه که بنمودم و دلدار نپذرفت
- غزل شمارهٔ ۶۲ — گر هیچ شبی وصل دلارام توان یافت
- غزل شمارهٔ ۵۸ — شوری ز دو عشق در سر ماست
- غزل شمارهٔ ۶۱ — عیسیلبیّ و مرده دلم در برابرت
- غزل شمارهٔ ۶۰ — آن نازنین که عیسی دلها زبان اوست
- غزل شمارهٔ ۵۹ — دل شد از دست و نه جای سخن است
- غزل شمارهٔ ۶۶ — مِی خور که جهان حریفجوی است
- غزل شمارهٔ ۷۰ — خه که دگرباره دل، درد تو در برگرفت
- غزل شمارهٔ ۶۹ — خاکیدلم که در لب آن نازنین گریخت
- غزل شمارهٔ ۶۵ — عشق تو قضای آسمانی است
- غزل شمارهٔ ۶۷ — دل را ز دم تو وامْ روزی است
- غزل شمارهٔ ۷۲ — هر که در عاشقی قدم نزده است
- غزل شمارهٔ ۷۱ — به دو میگون لب و پسته دهنت
- غزل شمارهٔ ۶۸ — ای دل به عشق بر تو که عشقت چه درخور است