خاقانی شروانی
زاده ۵۲۰ – درگذشته ۵۹۵ هجری قمری، شروان
زندگینامهٔ خاقانی
افضلالدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگترین قصیدهسرایان تاریخ شعر و ادب فارسی بهشمار میآید. از القاب مهم وی حسان العجم میباشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قویطبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از قصیدهسرایان عصر خویش است. توانایی او در استخدام معانی و ابتکار مضامین در هر قصیدهٔ او پدیدار است.
آثار خاقانی
شعرهای خاقانی
- غزل شمارهٔ ۲۹ — زآتش اندیشه جانم سوخته است
- غزل شمارهٔ ۲۷ — در این عهد از وفا بوئی نمانده است
- غزل شمارهٔ ۲۸ — از کف ایام امان کس نیافت
- غزل شمارهٔ ۲۶ — آگه نهای که بر دلم از غم چه درد خاست
- غزل شمارهٔ ۲۵ — اهل بر روی زمین جستیم نیست
- غزل شمارهٔ ۳۰ — زخم زمانه را در مرهم پدید نیست
- غزل شمارهٔ ۳۱ — چه آفتی تو که کمتر غم تو هجران است
- غزل شمارهٔ ۳۲ — حصن جان ساز در جهان خلوت
- غزل شمارهٔ ۴۰ — فرمان ملک چه ساحری ساخت
- غزل شمارهٔ ۳۵ — در جهان هیچ سینه بیغم نیست
- غزل شمارهٔ ۳۷ — من ندانستم که عشق این رنگ داشت
- غزل شمارهٔ ۳۸ — چه نشینم که فتنه برپای است
- غزل شمارهٔ ۳۳ — بخت بدرنگ من امروز گم است
- غزل شمارهٔ ۳۹ — آن کز می خواجگی است سرمست
- غزل شمارهٔ ۳۴ — طره مفشان که غرامت بر ماست
- غزل شمارهٔ ۳۶ — مرا دانهٔ دل بر آتش فتاده است
- غزل شمارهٔ ۴۳ — دست قبا در جهان نافهگشای آمده است
- غزل شمارهٔ ۴۴ — ای باد صبح بین که کجا میفرستمت
- غزل شمارهٔ ۴۷ — رخ تو، رونق قمر بشکست
- غزل شمارهٔ ۴۸ — از حال خود شکسته دلان را خبر فرست
- غزل شمارهٔ ۴۵ — لعل او بازار جان خواهد شکست
- غزل شمارهٔ ۴۶ — دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت
- غزل شمارهٔ ۴۲ — عیسیلب است یار و دم از من دریغ داشت
- غزل شمارهٔ ۴۱ — ای قوی دل به رفیعالدرجات