خاقانی شروانی
زاده ۵۲۰ – درگذشته ۵۹۵ هجری قمری، شروان
زندگینامهٔ خاقانی
افضلالدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگترین قصیدهسرایان تاریخ شعر و ادب فارسی بهشمار میآید. از القاب مهم وی حسان العجم میباشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قویطبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از قصیدهسرایان عصر خویش است. توانایی او در استخدام معانی و ابتکار مضامین در هر قصیدهٔ او پدیدار است.
آثار خاقانی
شعرهای خاقانی
- شمارهٔ ۳۲۲ — اَبَر دستا ز بحر جود مرا
- شمارهٔ ۳۲۴ — پاکا ملکا قدّ فلک را
- شمارهٔ ۳۲۶ — اگر معزی و جاحظ به روزگار منندی
- شمارهٔ ۳۲۵ — طبع روشن داشت خاقانی، حوادث تیره کرد
- شمارهٔ ۳۲۳ — نیست در موکب جهان مردی
- شمارهٔ ۳۲۷ — گر دیده یک اهل دیده بودی
- شمارهٔ ۳۲۸ - در مدح عز الدین امیر یوسف سپه سالار — چون یوسف سپهر چهارم ز چاه دی
- شمارهٔ ۳۲۱ - شکرانهٔ صلت اسپهبد کیالواشیر — ای جهان داوری که دوران را
- شمارهٔ ۳۳۴ - شعر قاضی تنوخی — رضیت بما قسم الله لی
- شمارهٔ ۳۳۱ — رو که سوی راستی بسیج نداری
- شمارهٔ ۳۳۶ — بس کن از سودای خوبان داشتن خاقانیا
- شمارهٔ ۳۳۳ — صدرا تو را جلالت اسکندر است لیک
- شمارهٔ ۳۳۵ - در حماسه و مدح خود — شاعر مُفلِق منم، خوان معانی مراست
- شمارهٔ ۳۲۹ - در مدح علاء الدین اتسز شاه خوارزم — آفاق زیر خاتم خوارزم شاهی اَست
- شمارهٔ ۳۳۰ — کیست ز اهل زمانه خاقانی
- شمارهٔ ۳۳۲ - در جواب مردی سروده که عنصری را بر او ترجیح داده است — به تعریض گفتی که خاقانیا
- شمارهٔ ۳۴۲ — باور نکردمی که رسد کوه سوی کوه
- شمارهٔ ۳۴۱ — خاقانیا! مسیح دما! زین خراس دهر
- شمارهٔ ۳۳۸ — دی شبانگه به غلط تا به لب دجله شدم
- شمارهٔ ۳۳۷ - در نکوهش بغداد — ای باغ داد و بیضهٔ بغداد مرحبا
- شمارهٔ ۳۴۰ - در مرثیهٔ اسپهبد کیالواشیر — چراغ کیان کشته شد کاش من
- شمارهٔ ۳۳۹ — ای بزم تو فروخته رایات خرمی
- شمارهٔ ۳۴۳ — گر از غم خلاصی طلب کردمی
- شمارهٔ ۳۴۴ — عالمی بس دیو رای است ارنه من