خاقانی شروانی
زاده ۵۲۰ – درگذشته ۵۹۵ هجری قمری، شروان
زندگینامهٔ خاقانی
افضلالدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگترین قصیدهسرایان تاریخ شعر و ادب فارسی بهشمار میآید. از القاب مهم وی حسان العجم میباشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قویطبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از قصیدهسرایان عصر خویش است. توانایی او در استخدام معانی و ابتکار مضامین در هر قصیدهٔ او پدیدار است.
آثار خاقانی
شعرهای خاقانی
- شمارهٔ ۳۰۲ — دبیر ما به صفت روبه است گوا دم او
- شمارهٔ ۲۹۸ - در مرثیهٔ فلکی شروانی — عطسهٔ سحر حلال من فلکی بود
- شمارهٔ ۳۰۰ — من که خاقانیم این مایه صفا یافتهام
- شمارهٔ ۳۰۱ - در حسرت عمر گذشته — گنج عمری داشتی خاقانیا
- شمارهٔ ۲۹۷ — زری که نقد جوانی است گم شد از کف عمر
- شمارهٔ ۲۹۹ — آبم ببرد بخت، بخ ای خفته بخت بخ
- شمارهٔ ۳۰۴ — دیده از کار جهان دربسته به
- شمارهٔ ۳۰۳ - در هجو رشید وطواط — ای بلخیَک سَقَط چه فرستی به شهر ما
- شمارهٔ ۳۰۹ — هرچه امن و فراغت است و کفاف
- شمارهٔ ۳۰۸ — زهر است مرا غذای هر روزه
- شمارهٔ ۳۱۱ — تو همه کاخ طرب سازی و خاقانی را
- شمارهٔ ۳۰۷ — بر در خواجه از تظلم خلق
- شمارهٔ ۳۱۰ — ای چرخ لاجوردی بس بوالعجب نمائی
- شمارهٔ ۳۰۵ - خاقانی برای دوستی اسب و این شعر را فرستاد — زهی عقد فرهنگیان را میانه
- شمارهٔ ۳۰۶ — راز دارم مرا ز دست مده
- شمارهٔ ۳۱۲ — پسر، خاندان را بود خانهدار
- شمارهٔ ۳۱۵ — مدح کریمان کنم، چرا نکنم لیک
- شمارهٔ ۳۱۶ — سر انگشت میرزد بیبی
- شمارهٔ ۳۱۸ — کوهکن در عشق شیرین غیرتی گر داشتی
- شمارهٔ ۳۱۹ — یک مشت خاکی ارچه دربند کاخ و کوخی
- شمارهٔ ۳۱۳ — نیک مردی کجاست خاقانی
- شمارهٔ ۳۲۰ — گفتی که سپاس کس مبر بیش
- شمارهٔ ۳۱۷ — گر به دل آزاد بودمی چه غمستی
- شمارهٔ ۳۱۴ - در شکایت از روزگار — اهل دلی ز اهل روزگار نیابی