خاقانی شروانی
زاده ۵۲۰ – درگذشته ۵۹۵ هجری قمری، شروان
زندگینامهٔ خاقانی
افضلالدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگترین قصیدهسرایان تاریخ شعر و ادب فارسی بهشمار میآید. از القاب مهم وی حسان العجم میباشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قویطبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از قصیدهسرایان عصر خویش است. توانایی او در استخدام معانی و ابتکار مضامین در هر قصیدهٔ او پدیدار است.
آثار خاقانی
شعرهای خاقانی
- شمارهٔ ۲۵۰ — دلی داشتم وقتی، اکنون ندارم
- شمارهٔ ۲۵۴ — فلک خاک در میر است و من هم
- شمارهٔ ۲۴۹ — برد بیرون مرا ز ظلمت شک
- شمارهٔ ۲۵۵ - در طیبت — من این دو لفظ مثل سازم از کلام عوام
- شمارهٔ ۲۵۲ - در شکر ایادی و انعام رئیس شمس الدین والی ارجیش — رفیقا شناسی که من ز اهل شروان
- شمارهٔ ۲۵۶ - در مرثیهٔ عماد الدین — با دلم چشم از نهان میگفت کز مرگ عماد
- شمارهٔ ۲۵۳ — نه سیل است طوفان نوح است ویحک
- شمارهٔ ۲۵۱ — غم عمری که شد چرا نخورم
- شمارهٔ ۲۵۸ — چون جاه پدید آرد دشمن که بد اندیشد
- شمارهٔ ۲۵۹ — خواجه بد گویدم معاذالله
- شمارهٔ ۲۶۲ — هست او سیاه چرده و من هم سپید سر
- شمارهٔ ۲۶۳ — آنچه افتاد چند بار مرا
- شمارهٔ ۲۶۴ — به خدائی که در خدائی او
- شمارهٔ ۲۶۱ - در مرثیهٔ اهل بیت خود — بر درد دل دوا چه بود تا من آن کنم
- شمارهٔ ۲۶۰ — من که خاقانیم به هیچ بدی
- شمارهٔ ۲۵۷ — منم که یک رگ جانم هزار بازوی خون راند
- شمارهٔ ۲۶۹ — چشم خونین همه شب قامت شب پیمایم
- شمارهٔ ۲۷۰ — خواجه بر من درِ نیکی دربست
- شمارهٔ ۲۶۷ — خاقانیا نجات مخواه و شفا مبین
- شمارهٔ ۲۶۵ — منکوب طبعم آوخ و منکوس طالعم
- شمارهٔ ۲۶۸ - در هجو رشید وطواط — این غَر غَرچه جغد دمن است
- شمارهٔ ۲۷۲ — ز کام نهنگان برون آمدیم
- شمارهٔ ۲۷۱ — کو نُزل عاشقان که به منزل رسیدهایم
- شمارهٔ ۲۶۶ - در شکر انعام رئیس شمس الدین — دی فرد و خفته بخت سوی ارمن آمدم