سلمان ساوجی
زندگینامهٔ سلمان ساوجی
خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را داشت و تربیت فرزندش سلطان اویس را به او واگذار کرد. وی در اواخر عمر منزوی شد و به زادگاه خود بازگشت و در همانجا در سال ۷۷۸ هجری قمری دار فانی را وداع گفت. از وی علاوه بر دیوان قصاید و غزلیات و مقطعات، دو مثنوی به نام «جمشید و خورشید» و «فراقنامه» به جای مانده است.
آثار سلمان ساوجی
شعرهای سلمان ساوجی
- قطعه شمارهٔ ۱۴۰ — ز هجرت نبوی رفته هفصد و چل و چار
- قطعه شمارهٔ ۱۴۱ — جهان مجد و معالی رشید دولت و دین
- قطعه شمارهٔ ۱۳۷ — پادشاها هر چه گوید پادشه باشد صواب
- قطعه شمارهٔ ۱۴۲ — میر سید میشناسی بنده را
- قطعه شمارهٔ ۱۳۵ — زاهد بگ آفتاب سلاطین شرق و غرب
- قطعه شمارهٔ ۱۳۸ — شاعری سحر آفرینم، ساحری معجز نما
- قطعه شمارهٔ ۱۳۶ — مردم چشم وزارت، مرکز دور وجود
- قطعه شمارهٔ ۱۳۹ — ای ز حیای گوهر پاک تو
- قطعه شمارهٔ ۱۴۶ — چشم من جای تو بود ای نور چشم
- قطعه شمارهٔ ۱۵۰ — ای تاج سر همه افاضل
- قطعه شمارهٔ ۱۴۸ — همی خرید خر و گاو و گوسفند و گله
- قطعه شمارهٔ ۱۴۹ — موجب جمعیت نجوم به عقرب
- قطعه شمارهٔ ۱۴۵ — هر چه تا غایت به نام او مقرر بوده است
- قطعه شمارهٔ ۱۴۳ — حبذا صدر صفحهای که به است
- قطعه شمارهٔ ۱۴۴ — صورت لطف الهی شرف ملت و دین
- قطعه شمارهٔ ۱۴۷ — صاحب سلطان نشان دستور اعظم شمس الدین
- قطعه شمارهٔ ۱۵۳ — در ره بغداد کز هر جانبی
- قطعه شمارهٔ ۱۵۵ — ایا دریای جود و کان همت
- قطعه شمارهٔ ۱۵۷ — ایا کار و بار اعتباری نداری
- قطعه شمارهٔ ۱۵۸ — به حق المعرفت هر کس چه داند کازر و نی را
- قطعه شمارهٔ ۱۵۱ — بر بتان، حسن و جوانی مفروش
- قطعه شمارهٔ ۱۵۴ — ای وزیری که گر ز کلک تو ابر
- قطعه شمارهٔ ۱۵۶ — ز دور دایره این محیط پرگاری
- قطعه شمارهٔ ۱۵۲ — محیط کوه و قار آفتاب ابر عطا