سلمان ساوجی
زندگینامهٔ سلمان ساوجی
خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را داشت و تربیت فرزندش سلطان اویس را به او واگذار کرد. وی در اواخر عمر منزوی شد و به زادگاه خود بازگشت و در همانجا در سال ۷۷۸ هجری قمری دار فانی را وداع گفت. از وی علاوه بر دیوان قصاید و غزلیات و مقطعات، دو مثنوی به نام «جمشید و خورشید» و «فراقنامه» به جای مانده است.
آثار سلمان ساوجی
شعرهای سلمان ساوجی
- قطعه شمارهٔ ۸۷ — چون سر چاه بلا باز شود بر یعقوب
- قطعه شمارهٔ ۹۲ — ای وزیری که دلت همت اگر در بندد
- قطعه شمارهٔ ۹۰ — ای وزیری که فلک حلقه به گوش در توست
- قطعه شمارهٔ ۸۸ — دیگر از خرج پرو دخل کمش چندی قرض
- قطعه شمارهٔ ۹۳ — دیگر آن است که محبوب جهان سقری شاه
- قطعه شمارهٔ ۹۴ — شبی زبان فصاحت ز منهیان خرد
- قطعه شمارهٔ ۹۱ — ایا شهی که غبار سپاه منصورت
- قطعه شمارهٔ ۸۹ — ای جوانبختی که در ایام عدلت باد صبح
- قطعه شمارهٔ ۹۷ — ایا شمع جمع و چراغ ملوک
- قطعه شمارهٔ ۹۶ — شها که بود که از فیض بخشش تو بدو
- قطعه شمارهٔ ۱۰۱ — شتر وابچه دیار عرب
- قطعه شمارهٔ ۱۰۲ — خسرو اخاک درگه تو مرا
- قطعه شمارهٔ ۹۵ — ایا سحاب نوالی که از صریر قلم
- قطعه شمارهٔ ۹۸ — پادشاها عالم از انصاف تو معمور شد
- قطعه شمارهٔ ۱۰۰ — طریق نیست سفارش به آسمان کردن
- قطعه شمارهٔ ۹۹ — کدام پیک مبارک قدم دعای مرا
- قطعه شمارهٔ ۱۱۰ — از آبله جرب تن من
- قطعه شمارهٔ ۱۰۹ — خورده بودم غصه بسیار و طبعم بسته بود
- قطعه شمارهٔ ۱۰۳ — اگر هزار گنه بندهای کند نبود
- قطعه شمارهٔ ۱۰۵ — آنکه از کبر، یک وجب میدید
- قطعه شمارهٔ ۱۰۴ — پریر روز به حمام در فقیری را
- قطعه شمارهٔ ۱۰۸ — عاشثی شمعا از آن رو چون منت
- قطعه شمارهٔ ۱۰۶ — ای شهنشاهی که از بهر صلاح مملکت
- قطعه شمارهٔ ۱۰۷ — کرا مجال بود کز زبان همچومنی