سنایی غزنوی
زندگینامهٔ سنایی
ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمیآید، او به تمام دانشهای زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶۲ سالگی درگذشت. از آثار وی میتوان به دیوانهای قصیده، غزل، ترکیب و ترجیع، قطعه و رباعی اشاره کرد. به علاوه، مثنویهای وی معروف و بدین قرارند: مثنویهای حدیقةالحقیقه، طریق التحقیق، کارنامهٔ بلخ، سیر العباد الی المعاد، عشقنامه و عقلنامه. سه مکتوب و یک رسالهٔ نثر نیز به وی نسبت دادهاند.
آثار سنایی
شعرهای سنایی
- شمارهٔ ۳۸۶ — این چه رنگست برین گونه که آمیختهای
- شمارهٔ ۳۸۷ — ای جان و جهان من کجایی
- شمارهٔ ۳۸۵ — عقل و جانم برد شوخی آفتی عیارهای
- شمارهٔ ۳۸۱ — پر کن صنما هلاقنینه
- شمارهٔ ۳۸۰ — دی ناگه از نگارم اندر رسید نامه
- شمارهٔ ۳۸۲ — جان جز پیش خود چمانه منه
- شمارهٔ ۳۸۳ — گر بگویی عاشقی با ما هم از یک خانهای
- شمارهٔ ۳۸۴ — سینه مکن گرچه سمن سینهای
- شمارهٔ ۳۹۰ — از ماهرخی نوشلبی شوخبلایی
- شمارهٔ ۳۹۲ — ای پیشهٔ تو جفانمایی
- شمارهٔ ۳۹۱ — ای لعل ترا هر دم دعوی خدایی
- شمارهٔ ۳۹۴ — آخر شرمی بدار چند ازین بدخویی
- شمارهٔ ۳۹۳ — ای یوسف ایام ز عشق تو سنایی
- شمارهٔ ۳۹۵ — بتا پای این ره نداری چه پویی
- شمارهٔ ۳۸۹ — ای کرده دلم سوختهٔ درد جدایی
- شمارهٔ ۳۸۸ — جانا نگویی آخر، ما را که تو کجایی؟
- شمارهٔ ۳۹۸ — غالیه بر عاج برآمیختی
- شمارهٔ ۴۰۰ — تا مسند کفر اندر اسلام نهادستی
- شمارهٔ ۳۹۷ — ای آنکه به دو لب سبب آب حیاتی
- شمارهٔ ۴۰۲ — دلا تا کی سر گفتار داری
- شمارهٔ ۳۹۹ — باز این چه عیاری را شب پوش نهادستی
- شمارهٔ ۴۰۱ — اگر در کوی قلاشی مرا یکبار بارستی
- شمارهٔ ۴۰۳ — آن دلبر عیار من ار یار منستی
- شمارهٔ ۳۹۶ — کودکی داشتم خراباتی