سنایی غزنوی
زندگینامهٔ سنایی
ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمیآید، او به تمام دانشهای زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶۲ سالگی درگذشت. از آثار وی میتوان به دیوانهای قصیده، غزل، ترکیب و ترجیع، قطعه و رباعی اشاره کرد. به علاوه، مثنویهای وی معروف و بدین قرارند: مثنویهای حدیقةالحقیقه، طریق التحقیق، کارنامهٔ بلخ، سیر العباد الی المعاد، عشقنامه و عقلنامه. سه مکتوب و یک رسالهٔ نثر نیز به وی نسبت دادهاند.
آثار سنایی
شعرهای سنایی
- شمارهٔ ۴۰۸ — زان خط که تو بر عارض گلنار کشیدی
- شمارهٔ ۴۰۹ — زهی پیمان شکن دلبر نکوپیمان به سر بردی
- شمارهٔ ۴۰۴ — یار اگر در کار من بیمار ازین به داشتی
- شمارهٔ ۴۱۱ — روی چو ماه داری زلف سیاه داری
- شمارهٔ ۴۰۷ — تا معتکف راه خرابات نگردی
- شمارهٔ ۴۰۵ — صنما آن خط مشکین که فراز آوردی
- شمارهٔ ۴۱۰ — دلم بردی و جان بر کار داری
- شمارهٔ ۴۰۶ — ای راه تو را دلیل دردی
- شمارهٔ ۴۱۸ — ای گل آبدار نوروزی
- شمارهٔ ۴۱۶ — نگویی تا به گلبن بر چه غلغل دارد آن قمری
- شمارهٔ ۴۱۲ — ای آنکه رخ چو ماه داری
- شمارهٔ ۴۱۵ — عشق و شراب و یار و خرابات و کافری
- شمارهٔ ۴۱۷ — چرا ز روی لطافت بدین غریب نسازی
- شمارهٔ ۴۱۹ — ای سنایی چو تو در بند دل و جان باشی
- شمارهٔ ۴۱۴ — در رهروی عشق چه میری چه اسیری
- شمارهٔ ۴۱۳ — انصاف بده که نیک یاری
- شمارهٔ ۴۲۳ — ای پسر گونه ز عشقت دست بر سر دارمی
- شمارهٔ ۴۲۱ — به درگاه عشقت چه نامی چه ننگی
- شمارهٔ ۴۲۰ — لؤلؤ خوشاب من از چنگ شد یکبارگی
- شمارهٔ ۴۲۴ — تا به گرد روی آن شیرین پسر گردم همی
- شمارهٔ ۴۲۲ — الا ای لعبت ساقی ز می پر کن مرا جامی
- شمارهٔ ۴۲۷ — تو آفت عقل و جان و دینی
- شمارهٔ ۴۲۶ — ای زبدهٔ راز آسمانی
- شمارهٔ ۴۲۵ — ای چشم و چراغ آن جهانی