سیف فرغانی
زندگینامهٔ سیف فرغانی
سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط میشود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه اشعار او از غزل و فصیده و قطعه و رباعی حدود ده الی یازده هزار بیت است. وی ارادتی وافر به سعدی داشته و بین آن دو مکاتباتی نیز بوده است. این شاعر بزرگوار در سال ۷۴۹ هجری در یکی از خانقاه های آقسرا وفات یافت. قصیدهٔ او که با مصرع «هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد» آغاز میشود و گویا خطاب به مغولان مهاجم سروده شده از اشعار معروف این شاعر آزاده است
آثار سیف فرغانی
شعرهای سیف فرغانی
- شمارهٔ ۲۲۱ — آه درد مرا دوا که کند
- شمارهٔ ۲۲۲ — اگر بخت و اقبال یاری کند
- شمارهٔ ۲۲۴ — عاشقان را که دل مرده زعشقت زنده است
- شمارهٔ ۲۲۳ — آنچه عشقت با دل ما میکند
- شمارهٔ ۲۲۰ — چون قهرمان عشق تو با هر که کین کند
- شمارهٔ ۲۱۹ — باز آن زمان رسید که گلزار گل کند
- شمارهٔ ۲۲۶ — دردمندان غم عشق دوا میخواهند
- شمارهٔ ۲۲۵ — ای ماه اختران تو اندر زمین مهند
- شمارهٔ ۲۳۱ — کسی که همچو تو ازلب شکر فروش بود
- شمارهٔ ۲۳۰ — بتی که بر همه خوبان امیر خواهد بود
- شمارهٔ ۲۲۷ — گر او مراست هرچه بخواهم مرا بود
- شمارهٔ ۲۲۸ — غم عشق تو مقبلان را بود
- شمارهٔ ۲۲۹ — آن زمانی که ترا عزم سفر خواهدبود
- شمارهٔ ۲۳۲ — دولت نیافت هر که طلب کار ما نبود
- شمارهٔ ۲۳۴ — بی تو دانی حالم ای جان چون بود
- شمارهٔ ۲۳۳ — دل عاشق رهین جان نبود
- شمارهٔ ۲۳۵ — هرچند لطف عادت آن نازنین بود
- شمارهٔ ۲۳۷ — دوشم اسباب عیش نیکو بود
- شمارهٔ ۲۳۸ — با رخ خوب تو قمر چه بود
- شمارهٔ ۲۴۲ — رفتی و نام تو ز زبانم نمی رود
- شمارهٔ ۲۴۱ — ای دل فغان که آن بت چالاک می رود
- شمارهٔ ۲۳۶ — گر جمله شهر صورت و روی نکو بود
- شمارهٔ ۲۳۹ — گل خوش بوی که پار از بر یار آمده بود
- شمارهٔ ۲۴۰ — مشکل است این که کسی را به کسی دل برود