سیف فرغانی
زندگینامهٔ سیف فرغانی
سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط میشود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه اشعار او از غزل و فصیده و قطعه و رباعی حدود ده الی یازده هزار بیت است. وی ارادتی وافر به سعدی داشته و بین آن دو مکاتباتی نیز بوده است. این شاعر بزرگوار در سال ۷۴۹ هجری در یکی از خانقاه های آقسرا وفات یافت. قصیدهٔ او که با مصرع «هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد» آغاز میشود و گویا خطاب به مغولان مهاجم سروده شده از اشعار معروف این شاعر آزاده است
آثار سیف فرغانی
شعرهای سیف فرغانی
- شمارهٔ ۱۷۳ — هرکه یک بار در آن طلعت میمون نگرد
- شمارهٔ ۱۷۵ — هر دم دلم ز عشق تو افغان برآورد
- شمارهٔ ۱۷۴ — عشق تو مرا ز من برآورد
- شمارهٔ ۱۷۱ — کسی که ازلب شیرین تو دهان خوش کرد
- شمارهٔ ۱۷۷ — بدل چه پند دهم تا دل از تو برگیرد
- شمارهٔ ۱۷۶ — دلبرا اندوه عشقت شادی جان آورد
- شمارهٔ ۱۷۸ — از خرگه تن من دل خیمه زآن برون زد
- شمارهٔ ۱۷۲ — آنکس که بهر نام تو از جان زیان نکرد
- شمارهٔ ۱۸۶ — سعادت دل دهد آنرا که چون تو دلستان باشد
- شمارهٔ ۱۸۰ — چو پرده از رخ چون آفتاب برداری
- شمارهٔ ۱۷۹ — هرآن نسیم که ازکوی یار برخیزد
- شمارهٔ ۱۸۱ — ملکست وصل تو بچو من کس کجا رسد
- شمارهٔ ۱۸۳ — دل شد ز دست و دست به دلبر نمیرسد
- شمارهٔ ۱۸۲ — هرکه در عشق نمیرد به بقایی نرسد
- شمارهٔ ۱۸۴ — بسی گفتم ترا گر یاد باشد
- شمارهٔ ۱۸۵ — دل زنده بدرد عشق باشد
- شمارهٔ ۱۸۹ — عمر بی روی یار چون باشد
- شمارهٔ ۱۹۲ — مرا چندانکه در سر دیده باشد
- شمارهٔ ۱۹۳ — دلبرم عزم سفر کرد و روان خواهد شد
- شمارهٔ ۱۹۱ — هرچند دیده هرگز رویت ندیده باشد
- شمارهٔ ۱۸۸ — این حسن و آن لطافت در حور عین نباشد
- شمارهٔ ۱۹۴ — زخاک کوی توبوی هوا معطر شد
- شمارهٔ ۱۸۷ — دین و دنیا از آن من باشد
- شمارهٔ ۱۹۰ — گر نور حسن نبود رو کی چو ماه باشد