انوری ابیوردی
زندگینامهٔ انوری
اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت سلاطین کناره گرفت. در تاریخ وفات او بین مورخان اختلاف است ولی به احتمال قوی حدود سال ۵۸۳ هجری قمری در گذشته است.
آثار انوری
شعرهای انوری
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲ — ای دیده دل آیت بلا میخواند
- رباعی شمارهٔ ۱۶۰ — چندان که مرا دلبر من رنجاند
- رباعی شمارهٔ ۱۶۴ — هم ابر به دست درفشانت ماند
- رباعی شمارهٔ ۱۶۱ — یکباره مرا بلایت از پای نشاند
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳ — چون روز علم زد به حسامت ماند
- رباعی شمارهٔ ۱۵۷ — خوی تو ز دوستی چو دامن بفشاند
- رباعی شمارهٔ ۱۵۹ — با آنکه همه کار جهان او راند
- رباعی شمارهٔ ۱۵۸ — ای دل ز هزار دیده خون میراند
- رباعی شمارهٔ ۱۶۵ — خورشید به روشنی رایت ماند
- رباعی شمارهٔ ۱۶۶ — با روی تو از عافیت افسانه بماند
- رباعی شمارهٔ ۱۶۹ — تا طارم نه سپهر آراستهاند
- رباعی شمارهٔ ۱۶۷ — مسعود سعادت جهان بود نماند
- رباعی شمارهٔ ۱۶۸ — ما را به جز از نیاز هیچ چیز نماند
- رباعی شمارهٔ ۱۷۱ — یاران به جهان چشم چو گل بگشادند
- رباعی شمارهٔ ۱۷۰ — چشم و دل من که هرچه گویم هستند
- رباعی شمارهٔ ۱۷۲ — زان پس که دل و دیده بر من سپرند
- رباعی شمارهٔ ۱۷۸ — خوش خوش چو مرا دم تودر دام افکند
- رباعی شمارهٔ ۱۷۹ — گردون به خیال سیر نانت نکند
- رباعی شمارهٔ ۱۷۳ — بس دور که چرخ و اختران بگذراند
- رباعی شمارهٔ ۱۸۰ — شادم به تو گر فلک حزینم نکند
- رباعی شمارهٔ ۱۷۵ — زلف تو مصاف عنبر تر شکند
- رباعی شمارهٔ ۱۷۴ — در بزمگهی که مطربی کوس کند
- رباعی شمارهٔ ۱۷۶ — دلدار دل مرا ز من باز افکند
- رباعی شمارهٔ ۱۷۷ — دلبر چو ز من قوت روان باز افکند