باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق — مختارنامه عطار
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۱ — خواهی که ز شغل دو جهان فرد شوی
- شمارهٔ ۴ — عاشق ز همه کار جهان فرد بود
- شمارهٔ ۷ — کو جان که به چاره چارهٔ جان کنمش
- شمارهٔ ۶ — برقی که ز سوی دوست ناگه برود
- شمارهٔ ۵ — بس سر که به زیر تیغ خواهد بودن
- شمارهٔ ۹ — دل چون دل من غم زده نتواند بود
- شمارهٔ ۸ — دل را چو به دردِ عشق افسون کردم
- شمارهٔ ۲ — در عشق اگر جان بدهی جان اینست
- شمارهٔ ۳ — کم گوی که ترک حرف میباید کرد
- شمارهٔ ۱۰ — چندان که به جهد اسب جان میرانم
- شمارهٔ ۱۳ — در عشق، خلاصهٔ جنون از من خواه
- شمارهٔ ۱۱ — بیم است که نُه پردهٔ گردون سحری
- شمارهٔ ۱۲ — کس را چه خبر ز آهِ دلسوزِ دلم
- شمارهٔ ۱۷ — هر لحظه دل و جان به غمی تازه درند
- شمارهٔ ۱۶ — اندیشهٔ عالمی مرا افتادست
- شمارهٔ ۱۴ — گر مرد رهی همدم و همدردم باش
- شمارهٔ ۱۵ — ای قوم! اگر همدم این مسکینید
- شمارهٔ ۱۸ — برخاست دلم چنانکه در غم بنشست
- شمارهٔ ۲۱ — دردی که مرا در دل بی درمان است
- شمارهٔ ۲۰ — در پیشِ نظر این همه میغم ز چه خاست
- شمارهٔ ۱۹ — گر مملکت درد مسلم بکنم
- شمارهٔ ۲۲ — چون خیل بلا ز پیش و از پس بودم
- شمارهٔ ۲۳ — ره نیست بدان دانه کِشتند مرا
- شمارهٔ ۲۴ — چون هست غمت غمی دگر حاجت نیست