قدسی مشهدی
زندگینامهٔ قدسی مشهدی
حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی میکرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده است. قدسی در سال ۱۰۵۶ هجری قمری درگذشت و در آرامگاه شاعران کشمیر دفن شد. دیوان قدسی مشهدی به همت آقای امیرحسین موسوی در گنجور در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
آثار قدسی مشهدی
شعرهای قدسی مشهدی
- شمارهٔ ۲۳۷ — از سینه مرا نفس دژم میخیزد
- شمارهٔ ۲۳۹ — کو عشق که اهل درد را بشناسد؟
- شمارهٔ ۲۳۸ — واعظ، نفست ز می خمار انگیزد
- شمارهٔ ۲۴۱ — مستغرق حال، قال را نشناسد
- شمارهٔ ۲۴۰ — کو مرد که هم نبرد را بشناسد؟
- شمارهٔ ۲۴۳ — کی دهر حقیقت گل و خس پرسد
- شمارهٔ ۲۴۲ — ای عشق، ترا کس به نشان نشناسد
- شمارهٔ ۲۳۶ — افتاده عشق، کی ز جا برخیزد
- شمارهٔ ۲۴۸ — درویشی جو، گر همه یک دم باشد
- شمارهٔ ۲۵۰ — نازکخاطر، کم آرزو میباشد
- شمارهٔ ۲۴۴ — روزی که حق از چون و چرا میپرسد
- شمارهٔ ۲۵۱ — اسباب تعلق همه عارت بخشد
- شمارهٔ ۲۴۵ — هر ذات مگو به ذات جاوید رسد
- شمارهٔ ۲۴۷ — خورشید همین نه ذره پرور باشد
- شمارهٔ ۲۴۹ — گر زان که همای عشق صیدم باشد
- شمارهٔ ۲۴۶ — خواری، شرف مردم دانا باشد
- شمارهٔ ۲۵۳ — این نفس که فقر کاش پاکش بکشد
- شمارهٔ ۲۵۹ — قدسی دل طاقتآفرین تو چه شد؟
- شمارهٔ ۲۵۲ — آخر همه ناوک هدف خواهد شد
- شمارهٔ ۲۵۴ — گویند که دستش ز حنا گلگون شد
- شمارهٔ ۲۵۶ — آن را که به حق چراغ افروخته شد
- شمارهٔ ۲۵۵ — با آن که ز تو کار به دلخواه نشد
- شمارهٔ ۲۵۷ — رسوا شدم ای ناله، حجاب تو چه شد
- شمارهٔ ۲۵۸ — ای شعله شوق اضطراب تو چه شد