قدسی مشهدی
زندگینامهٔ قدسی مشهدی
حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی میکرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده است. قدسی در سال ۱۰۵۶ هجری قمری درگذشت و در آرامگاه شاعران کشمیر دفن شد. دیوان قدسی مشهدی به همت آقای امیرحسین موسوی در گنجور در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
آثار قدسی مشهدی
شعرهای قدسی مشهدی
- شمارهٔ ۳۰۹ — فرزانه به قید شهر و کو بند بود
- شمارهٔ ۳۰۸ — آن را که دل از دو کون آزاد بود
- شمارهٔ ۳۱۰ — از نور رخت، سها چو خورشید بود
- شمارهٔ ۳۱۱ — دل را به دعای تو صد امید بود
- شمارهٔ ۳۱۲ — در عشق، کسی که نو گرفتار بود
- شمارهٔ ۳۱۴ — تا مهر توام به سینه مستور بود
- شمارهٔ ۳۱۵ — از سر خدا، نبی سرافراز بود
- شمارهٔ ۳۱۳ — عاشق که مدام محو دلدار بود
- شمارهٔ ۳۲۱ — ای بوده در آنچه بوده و هست و بوَد
- شمارهٔ ۳۱۷ — هرچیز که آن وسیله کام بود
- شمارهٔ ۳۲۰ — آن کز طرف خدا موفق نبود
- شمارهٔ ۳۲۲ — وردم همه وقت، ماجرای تو بود
- شمارهٔ ۳۲۳ — آن کش نظر بلند و برجسته بود
- شمارهٔ ۳۱۹ — مردم که ز مردمی نشانش نبود
- شمارهٔ ۳۱۸ — شب از تو جدا، کار دلم شیون بود
- شمارهٔ ۳۱۶ — از اهل کمال خامشی نغز بود
- شمارهٔ ۳۲۷ — صاحبنظری کز پی دیدار رود
- شمارهٔ ۳۲۶ — گر بی تو مرا راه به جایی میبود
- شمارهٔ ۳۲۹ — خونم ز ره نظر به در چون نرود؟
- شمارهٔ ۳۲۸ — از گفته عقل، شورش من نرود
- شمارهٔ ۳۳۰ — عاشق ز درت به هر هوایی نرود
- شمارهٔ ۳۳۱ — شوریده عشق اگر غمآلود شود
- شمارهٔ ۳۲۴ — در هند که موی سر پسندیده بود
- شمارهٔ ۳۲۵ — درویش، غنیست گرچه بیتوشه بود