عبدالقادر گیلانی
زندگینامهٔ عبدالقادر گیلانی
عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار عبدالقادر گیلانی
شعرهای عبدالقادر گیلانی
- شمارهٔ ۲۶ - فرهاد و بیستون — شاخِ گل از نازکیّ یار یادم میدهد
- شمارهٔ ۲۵ - خاکستری — کسی کاو یار خود دارد چرا بر دیگری بندد
- شمارهٔ ۳۱ - جانب گلشن — ای که مینالی ز دوران، جورِ یار من نگر
- شمارهٔ ۲۷ - دارم امید — تا ابد یا رب ز تو من لطفها دارم امید
- شمارهٔ ۲۹ - آرزوی یار — عشق و بدنامی و درد و غم به ما شد یار غار
- شمارهٔ ۳۰ - تجلّی جمال — گر نخواهد بود اندر صدر جنّت وصل یار
- شمارهٔ ۳۲ - دل مجروح — ای ذکر تو را در دل، هر دم اثری دیگر
- شمارهٔ ۲۸ - عشق حق — هرکه در پیش تو بر خاک بمالد رخسار
- شمارهٔ ۳۶ - همه شب — شب همه شب با تو میگوییم راز
- شمارهٔ ۴۰ - چونکه یوسف نیست — گر مرا جان در بدن نبْوَد، بدن گو هم مباش
- شمارهٔ ۳۸ - شام بشارت — تو لذت عمل را از کارِ زار ما پرس
- شمارهٔ ۳۴ - نورایمان — دوست میگوید که ای عاشق اگر داری صبور
- شمارهٔ ۳۹ - غافل از احوال مظلومان — در جهان امروز بیپروا مباش
- شمارهٔ ۳۳ - خیمه به محشر — طبل قیامت بکوفت آن ملک نفخ صور
- شمارهٔ ۳۵ - سیّد انبیاء — ای قصر رسالت تو معمور
- شمارهٔ ۳۷ - نومید مشو — نومید مشو بنده از رحمت ما هرگز
- شمارهٔ ۴۸ - شرح عاشقی — به غیر از سایه در کویت کسی محرم نمییابم
- شمارهٔ ۴۷ - پهلوی دل — تیر او پیوسته میخواهم که آید سوی دل
- شمارهٔ ۴۲ - ازدست عشق — از خان و مان آوارهام از دست عشق از دست عشق
- شمارهٔ ۴۴ - دل زنگار خورده — نامه ای دارم سیه تر از شب تاریک رنگ
- شمارهٔ ۴۱ - باده جان — داد مرا جان تو باده ای از جان خویش
- شمارهٔ ۴۳ - سرمه چشم فلک — ای غبار خاک کویت سرمه چشم فلک
- شمارهٔ ۴۵ - حسن یوسف — مونسم یار است اندر تنگنای گور تنگ
- شمارهٔ ۴۶ - خانه عشق — کی بود آیا که بنمائی جمال با کمال