عبدالقادر گیلانی
زندگینامهٔ عبدالقادر گیلانی
عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار عبدالقادر گیلانی
شعرهای عبدالقادر گیلانی
- شمارهٔ ۵۱ - مرغ آتشخواره — زان بیوفای سنگدل جور و جفا میبایدم
- شمارهٔ ۵۲ - در باغ رضوان — خوش آن غوغا که من خود را به پهلوی تو میدیدم
- شمارهٔ ۵۴ - حضرت بیچون — بی تماشای جمالت روضه را هامون کنم
- شمارهٔ ۵۶ - همی خواهم کاو بینم — دوچشم از بهر آن خواهم که در رخسار او بینم
- شمارهٔ ۵۵ - بی ماه روی تو — هرگز مباد آنکه بهشت آرزو کنم
- شمارهٔ ۵۰ - ای خوش آن روز — ای خوش آن روزی که در دل مهر یاری داشتم
- شمارهٔ ۴۹ - من محمّدیم — غلام حلقه بگوش رسول ساداتم
- شمارهٔ ۵۳ - مکن از خواب بیدارم — به خواب مرگ خواهم شد مکن ای بخت بیدارم
- شمارهٔ ۶۱ - نشان یار میجویم — به خود مشغول میگردم که از خود یار میجویم
- شمارهٔ ۵۷ - قلعه روحانیان — بازکشم لشکر وتا به فلک بر روم
- شمارهٔ ۵۹ - نسیم رضوان — چون تمام عمر نیکی کرد با تو آن کریم
- شمارهٔ ۶۰ - اندر سایه طوبی — اشک سرخ و روی زرد من گواه است ای کریم
- شمارهٔ ۶۲ - قلندرخانه عشق — ما به جنّت از برای کار دیگر میرویم
- شمارهٔ ۶۳ - محی دل افگار — کاسه سر شد سفال و دیده گریان همان
- شمارهٔ ۶۴ - ناله های من — من که هستم زنده دور از دلربای خویشتن
- شمارهٔ ۵۸ - یارمستقیم — گر دل دهی به ما ده عاشق که ما امینیم
- شمارهٔ ۶۹ - یار کو؟ — افسر شاهی نخواهم خاک پای یار کو؟
- شمارهٔ ۷۱ - دل پرغم — گر دل غم پرور ما غمگساری داشتی
- شمارهٔ ۷۲ - دل زار — بگو با این دل زارم کشد جور و جفا تا کی؟
- شمارهٔ ۶۵ - مجال صحبت در خلوت — مجالی کی بود با تو حدیث خویشتن گفتن؟
- شمارهٔ ۷۰ - من کهام! — من کیام؟ رسوای شهر و عاشق دیوانهای
- شمارهٔ ۶۷ - جمال یار — ندارم گرچه آن دیده که بینم در جمال تو
- شمارهٔ ۶۸ - گر تو طلبی داری — گر تو طلبی داری ، بیداری شبها کو
- شمارهٔ ۶۶ - طلب آمرزش — نه چندانی گنهکارم که شرح آن توان دادن