جیحون یزدی
زاده ۱۲۵۰ – درگذشته ۱۳۰۱ هجری قمری، یزد
زندگینامهٔ جیحون یزدی
میرزا محمد جیحون یزدی ملقب به «نواب»، مشهور به «تاجالشعرا» و متخلص به «جیحون» (زادهٔ ۱۲۵۰ قمری در یزد، درگذشتهٔ ۱۳۰۱ قمری در کرمان) یکی از شاعران مشهور یزدی دوره قاجار بود. وى تحصیلات متداول را در زادگاهش یزد گذراند اما ترک وطن کرد و چندى در ایران، هندوستان و اسلامبول به اقامت داشت. وی سرانجام در کرمان اقامت گزید و در همین شهر درگذشت. جیحون یزدى از شعراى آیینى در عصر ناصرى است. اگرچه او در غزل از سبک عراقى پیروى مىکند، ولى قالب شعرى او از لحاظ سبکشناسى، در سبک خراسانى شکل مىگیرد، خصوصا قصاید و مسمطات او که نشان مىدهد سرایندۀ آنها از ادامه دهندگان راه بانیان نهضت بازگشت ادبى است. وى در اغلب قالبها شعر سروده ولى در سرودن مسمط و قصیده تواناتر است. جیجون یزدی مجموعهای به نام «نمکدان» دارد که همانند پریشان قاآنی به سبک گلستان سعدی نگاشته شده است.
آثار جیحون یزدی
شعرهای جیحون یزدی
- شمارهٔ ۲۰ - وله — تبارک الله ای ماه ناصری مآت
- شمارهٔ ۲۱ - وله — ای پسری کز جمال خلعت نازت به تن
- شمارهٔ ۱۹ - درتهنیت عید غدیر و منقبت حضرت امیر علیه السلام — الا ای چهر چون عیدت به از وصل بت خلخ
- شمارهٔ ۱۶ - در مدح محمدمیرزا سیفالدوله — ای به خم زلف تو حجلهٔ چینی صنم
- شمارهٔ ۱۸ - وله — ای مه که قد تست فتن زا قیامتی
- شمارهٔ ۱۷ - وله — دختری مشغلهسوز و پسری شعبدهساز
- شمارهٔ ۲۳ - در تهنیت عیدنوروز و منقبت اسدالله الغالب علی بن ابیطالب علیه السلام گوید — چو نوروز کاوهسان علم بر کتف نهاد
- شمارهٔ ۲۲ - درتوصیف بهار و منقبت حیدر کرار علیه سلام الله — ای پری سیر لعبت با فروغ برجیسی
- شمارهٔ ۲۴ - در تهنیت عید صیام — ای خم ابروی تو بزلف مجعد
- شمارهٔ ۲۵ - وله — از بیم آصف ای تتری ترک نوشخند
- شمارهٔ ۲۶ - وله — ای به رخت خط چو شب به دورهٔ خورشید
- شمارهٔ ۱ - وله — طلعت میر است این در خلعت شاه جلیل
- شمارهٔ ۲ - وله — باز از تشریف ظل شه جهان پرنور شد
- شمارهٔ ۱ — بس که دیدم همه سو آن بت هرجائی را
- شمارهٔ ۲ — شرف دهد چو نگارین من دبستان را
- شمارهٔ ۳ — هر شبی کآن پسر از مهر به تمکین من است
- شمارهٔ ۴ — مطرب از وصف لبت تا که بیانی دارد
- شمارهٔ ۵ — هی سر زلف خون آن شوخ پری زاده زند
- شمارهٔ ۶ — چشمت به تیر غمزه دلم را نشانه کرد
- شمارهٔ ۱۰ — آنکه عشاق بود بنده رخسار بدیعش
- شمارهٔ ۷ — دلت آن به که به هم چشمی چشم تو نکوشد
- شمارهٔ ۱۱ — دوش در خواب همی خنجر جانان دیدم
- شمارهٔ ۹ — کیست آن لعبت مغرور که رعناست زبس
- شمارهٔ ۸ — ای ماه گلت را مگر از زهره سرشتند