خاقانی شروانی
زاده ۵۲۰ – درگذشته ۵۹۵ هجری قمری، شروان
زندگینامهٔ خاقانی
افضلالدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگترین قصیدهسرایان تاریخ شعر و ادب فارسی بهشمار میآید. از القاب مهم وی حسان العجم میباشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قویطبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از قصیدهسرایان عصر خویش است. توانایی او در استخدام معانی و ابتکار مضامین در هر قصیدهٔ او پدیدار است.
آثار خاقانی
شعرهای خاقانی
- غزل شمارهٔ ۳۴۰ — تا طرف کلاه برشکستی
- غزل شمارهٔ ۳۴۳ — عالم افروز بهارا که تویی
- غزل شمارهٔ ۳۴۴ — گر زیر زلفبند او باد صبا جا یافتی
- غزل شمارهٔ ۳۴۱ — یا وصل تو را نشانه بایستی
- غزل شمارهٔ ۳۳۹ — آن لعل شکر خنده گر از هم بگشایی
- غزل شمارهٔ ۳۴۲ — بر دیده ره خیال بستی
- غزل شمارهٔ ۳۳۸ — چه کردهام که مرا پایمال غم کردی
- غزل شمارهٔ ۳۳۷ — تا حلقههای زلف به هم برشکستهای
- غزل شمارهٔ ۳۴۵ — چه کردم کاستین بر من فشاندی
- غزل شمارهٔ ۳۴۹ — ز بدخویی دمی خو وانکردی
- غزل شمارهٔ ۳۵۰ — کاشکی جز تو کسی داشتمی
- غزل شمارهٔ ۳۴۷ — هر زمان بر جان من باری نهی
- غزل شمارهٔ ۳۵۱ — درآ کز یک نظر جان تازه کردی
- غزل شمارهٔ ۳۵۲ — دوست داری که دوستدار کُشی
- غزل شمارهٔ ۳۴۸ — دیدی که هیچگونه مراعات من نکردی
- غزل شمارهٔ ۳۴۶ — جان از تنم برآید چون از درم درآئی
- غزل شمارهٔ ۳۵۶ — دل نداند تو را چنان که توئی
- غزل شمارهٔ ۳۵۴ — ز دلت چه داد خواهم که نه داور منی
- غزل شمارهٔ ۳۵۵ — خاک توام مرا چه خوری خون به دوستی
- غزل شمارهٔ ۳۵۳ — تا لوح جفا درست کردی
- غزل شمارهٔ ۳۵۹ — به خرد راه عشق میپوئی
- غزل شمارهٔ ۳۵۷ — بانگ آمد از قِنینه کهآباد بر خرابی
- غزل شمارهٔ ۳۵۸ — دلم که مرغ تو آمد به دام باز گرفتی
- غزل شمارهٔ ۳۶۰ — خود لطف بود چندان ای جان که تو داری