عبید زاکانی
زندگینامهٔ عبید زاکانی
خواجه نظامالدین عبیدالله زاکانی شاعر و لطیفهپرداز نامدارایران در قرن هشتم هجری است. وی ازخاندان زاکانیان بوده و زاکانیان تیرهای از اعراب هستند که به قزوین مهاجرت کرده و آنجا ساکن شده بودند. وی به لحاظ وضعیت اجتماعی آن روزگار، به طنز روی آورد و نظم و نثر خود را وسیلهٔ حمله به عرفها و عادات نادرست و مفاسد و معایب طبقهٔ مشخصی از اجتماع قرار داد. وی در حدود سالهای ۷۷۱ و ۷۷۲ هجری قمری زندگی را بدرود گفت. از آثار برگزیدهٔ او میتوان به مثنوی عشاقنامه، کتاب اخلاقالاشراف، ریشنامه، صد پند، لطایف و ظرایف، رسالهٔ دلگشا و بالاخره منظومهٔ معروف موش و گربه اشاره کرد.
آثار عبید زاکانی
شعرهای عبید زاکانی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۲ - در مدح خواجه رکنالدین عمیدالملک وزیر — در این مقام فرحبخش و جای روحفزای
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - در وصف بارگاه شیخ ابواسحق و ستایش او — گوئیا خلد برینست این همایون بارگاه
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ - در تعریف عمارت شاه شیخ ابواسحق — ای کاخ روحپرور و ای قصر دلگشای
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - در ستایش شاه شیخ ابواسحق — ای شکوهت خیمه بر بالای هفت اختر زده
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۱ - در مدح شاه شیخ ابواسحق — تجلت من سمات الامانی
- شمارهٔ ۳ - در شکایت از قرض — مرا قرض هست و دگر هیچ نیست
- شمارهٔ ۱ - در حل فال گوید — چون ز بهر فال بگشائی کتاب
- شمارهٔ ۲ - در عبرت از عاقبت کار شاه شیخ ابواسحاق — سلطان تاجبخش جهاندار امیر شیخ
- شمارهٔ ۸ - در کنایه به کسی — در علم حساب ار زانک رای تو تبه باشد
- شمارهٔ ۹ - در حسرت بر عمر گذشته — به نای و نی همه عمرم گذشت و میگفتم
- شمارهٔ ۱۰ - در عبرت — ای عبید این گل صد برگ بر اطراف چمن
- شمارهٔ ۱۱ - در تعریض — آنکه گردون فراشت و انجم کرد
- شمارهٔ ۵ - ایضا در مدح همو — صاحبقران و صاحب دیوان عمید ملک
- شمارهٔ ۶ - ایضا در مدح همو — ای جوانبخت وزیری که کند افسر سر
- شمارهٔ ۷ - در یاس از خلق و توکل به خدا — نماند هیچ کریمی که پای خاطر من
- شمارهٔ ۴ - در مدح رکنالدین عمیدالملک وزیر — خدایگان جهان رکن دین عمیدالملک
- شمارهٔ ۱۵ - در مناجات گوید — چون در این دنیا عزیزم داشتی یارب به لطف
- شمارهٔ ۱۸ - در وصف معشوقه گوید — زهی لعل لب نازک میانت
- شمارهٔ ۱۹ - در وصف ایوان سلطانی گوید — چه خوش باشد در این فرخنده ایوان
- شمارهٔ ۱۷ - ایضا در شکایت از قرض گوید — وای بر من که روز شب شدهام
- شمارهٔ ۱۲ - در تزکیهٔ نفس خود — عبید این حرص مال و جاه تاکی
- شمارهٔ ۱۴ - در تضمین مطلع یکی از قصاید سعدی گوید — چه تفاوت کند ار زانکه بیائی بر ما
- شمارهٔ ۱۳ - در صفت قصر شیخ ابواسحاق — بفیروزی در این قصر همایون
- شمارهٔ ۱۶ - در شکایت از قرض گوید — مردم به عیش و شادی و من در بلای قرض