عبید زاکانی
زندگینامهٔ عبید زاکانی
خواجه نظامالدین عبیدالله زاکانی شاعر و لطیفهپرداز نامدارایران در قرن هشتم هجری است. وی ازخاندان زاکانیان بوده و زاکانیان تیرهای از اعراب هستند که به قزوین مهاجرت کرده و آنجا ساکن شده بودند. وی به لحاظ وضعیت اجتماعی آن روزگار، به طنز روی آورد و نظم و نثر خود را وسیلهٔ حمله به عرفها و عادات نادرست و مفاسد و معایب طبقهٔ مشخصی از اجتماع قرار داد. وی در حدود سالهای ۷۷۱ و ۷۷۲ هجری قمری زندگی را بدرود گفت. از آثار برگزیدهٔ او میتوان به مثنوی عشاقنامه، کتاب اخلاقالاشراف، ریشنامه، صد پند، لطایف و ظرایف، رسالهٔ دلگشا و بالاخره منظومهٔ معروف موش و گربه اشاره کرد.
آثار عبید زاکانی
شعرهای عبید زاکانی
- غزل شمارهٔ ۹۹ — خوش بود گر تو یار ما باشی
- غزل شمارهٔ ۱۰۰ — افتاده بازم در سر هوائی
- غزل شمارهٔ ۹۷ — مبارکست نظر بر تو بامداد پگاه
- غزل شمارهٔ ۹۶ — مرا دلیست ره عافیت رها کرده
- غزل شمارهٔ ۹۸ — بدین صفت سر و چشمی و قد و بالایی
- غزل شمارهٔ ۱۰۱ — زهی لعل لبت درج لئالی
- غزل شمارهٔ ۱۰۲ — دارد به سوی یاری مسکین دلم هوائی
- غزل شمارهٔ ۱۰۳ — زلفت به پریشانی، دل برد به پیشانی
- غزل شمارهٔ ۱۰۴ — عزم کجا کردهای باز که برخاستی
- غزل شمارهٔ ۱۰۵ — گر آن مه را وفا بودی چه بودی
- غزل شمارهٔ ۱۰۶ — خم ابروی او در جانفزائی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - در مدح شاه شیخ ابواسحاق — شه سریر چهارم که شاه انجم اوست
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - در مدح سلطان معزالدین اویس جلایری — دولت قرین دولت صاحبقران ماست
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - در وصف آسمان و افلاک — چو دست قدرت خراط حقهٔ مینا
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در مدح جلالالدین شاه شجاع مظفری و فتح اصفهان — صباح عید و رخ یار و روزگار شباب
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در مدح شاه شیخ جمالالدین ابواسحق اینجو — خوشوقت عاشقی که دمی یاریار اوست
- قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در مدح جمالالدین شاه شیخ ابواسحاق اینجو — پیش از آن کین کار بر این سقف مینا کردهاند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - در مدح یکی از پادشاهان عصر — چو شقهٔ شب عنبر نثار بگشایند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ - ایضا در مدح همو گوید — دمید باد دلاویز و بوی جان آورد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - در مدح جلالالدین شاه شجاع مظفری — آمد نسیم و نکهت گل در جهان فکند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - ایضا در مدح همو گوید — سپیدهدم علم صبح چون روان کردند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ - در ستایش سلطان معزالدین اویس جلایری — ترکم چو قصد خون دل عاشقان کند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - ایضا در مدح شاه شیخ ابواسحاق — خدای تا خم این برکشیده ایوان کرد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در مدح شاه شیخ ابواسحاق — چو صبح رایت خورشید آشکار کند