سیف فرغانی
زندگینامهٔ سیف فرغانی
سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط میشود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه اشعار او از غزل و فصیده و قطعه و رباعی حدود ده الی یازده هزار بیت است. وی ارادتی وافر به سعدی داشته و بین آن دو مکاتباتی نیز بوده است. این شاعر بزرگوار در سال ۷۴۹ هجری در یکی از خانقاه های آقسرا وفات یافت. قصیدهٔ او که با مصرع «هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد» آغاز میشود و گویا خطاب به مغولان مهاجم سروده شده از اشعار معروف این شاعر آزاده است
آثار سیف فرغانی
شعرهای سیف فرغانی
- شمارهٔ ۵۳۷ — بهار آمد و گویی که باد نوروزی
- شمارهٔ ۵۳۳ — دلبرا حسن رخت می ندهد دستوری
- شمارهٔ ۵۳۲ — جانا به یک کرشمه دل و جان همی بری
- شمارهٔ ۵۳۴ — دلبرا حسن رخت می ندهد دستوری
- شمارهٔ ۵۳۵ — ای جهان ازتو مزین چو بهشت از حوری
- شمارهٔ ۵۳۸ — اگر فراق تو زین سان اثر کند روزی
- شمارهٔ ۵۳۶ — اگر چو خسرو و خاقان سزای تاج و سریری
- شمارهٔ ۵۳۱ — روی پنهان کن که آرام دل از من میبری
- شمارهٔ ۵۴۳ — عاشقم زندهدلی را که تو جانش باشی
- شمارهٔ ۵۴۴ — ای دوست بی تو ما را اندر جهان چه خوشی
- شمارهٔ ۵۴۵ — ای غم عشق تو برده ز دل ما تنگی
- شمارهٔ ۵۳۹ — هم دلبر من با من دلدار شود روزی
- شمارهٔ ۵۴۰ — چو شود کز سر جرمم به کرم برخیزی
- شمارهٔ ۵۴۱ — هرکس از عشق می زند نفسی
- شمارهٔ ۵۴۶ — مباد دل ز هوای تو یک زمان خالی
- شمارهٔ ۵۴۲ — ای آنکه حسن صورت تو نیست در کسی
- شمارهٔ ۵۵۴ — ای چون تو نبوده گل در هیچ گلستانی
- شمارهٔ ۵۴۷ — ایا بدور تو از مثل تو جهان خالی
- شمارهٔ ۵۴۹ — ماه سعادتم را باشد شب تمامی
- شمارهٔ ۵۴۸ — در حضرت تو کآنجاسلطان کند غلامی
- شمارهٔ ۵۵۱ — ای (که) تو جان جهانی و جهان جانی
- شمارهٔ ۵۵۲ — در تن زنده یکی مرده بود زندانی
- شمارهٔ ۵۵۰ — دی مرا گفت آن مه ختنی
- شمارهٔ ۵۵۳ — کیست درین دور پیر اهل معانی