صوفی محمد هروی
زندگینامهٔ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمهای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تکنسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخهبرداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.
آثار صوفی محمد هروی
شعرهای صوفی محمد هروی
- بخش ۱۴۶ - ابتدای فردیات — تو صوفی، دل چه می بندی به زناج
- بخش ۱۴۵ — ای لطف تو بر گناه کاران غفار
- بخش ۱۴۷ — ماس را دید چون به بغرا ضم
- بخش ۱۴۸ — چون رسیدی به صحن قلیه برنج
- بخش ۱۴۹ — یک کله صباح اگر کنی نوش
- بخش ۱۵۰ — اگر صحن مزعفر را بیابی
- بخش ۱۵۱ — الهی سیر گردان از قناعت
- بخش ۱۵۲ - مثنوی اطعمه — بشنو اکنون سرگذشتی ای پسر
- بخش ۱۵۳ - قال رخوت البیت فی لسان الحال المسماه — دوش در خانه به من تخت شد اندر گفتار
- بخش ۵ - عرض نامه پیش محبوب — خادمه چون واقف اسرار گشت
- بخش ۴ - نامه بردن خادمه از پیش عاشق — خادمه چون این سخنان گوش کرد
- بخش ۶ - خبر آوردن خادمه — خادمه چون این سخنان را شنید
- بخش ۳ - نامه اول — ای صنم لاله رخ گلعذار
- بخش ۷ - نامه دوم — باز جوان نعره برآورد و آه
- بخش ۲ - در صفت عاشق شدن جوانی — بود یکی روز جوانی مگر
- بخش ۱ - ده نامه — حمد و ثنای ملک بی نظیر
- بخش ۱۲ - خبر آوردن خادمه نزدیک عاشق — خادمه آمد به بر آن جوان
- بخش ۸ - رفتن خادمه — بار دگر خادمه باوفا
- بخش ۹ - آمدن خادمه — چون که جوابی نشنید از سوال
- بخش ۱۱ - خبر بردن خادمه — خادمه بار دگر از روی مهر
- بخش ۱۴ - خبر بردن خادمه — خادمه آمد به بر یار باز
- بخش ۱۰ - نامه سیم — دید چو اندر غم دل مضطرش
- بخش ۱۳ - نامه چهارم — کرد جوان صبر و تحمل بسی
- بخش ۱۵ - نامه پنجم — باز چو مسکین بشنید این سخن