صوفی محمد هروی
زندگینامهٔ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمهای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تکنسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخهبرداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.
آثار صوفی محمد هروی
شعرهای صوفی محمد هروی
- شمارهٔ ۱۰ — بارها گفته امت واحد و اثنی و ثلاث
- شمارهٔ ۱۲ — می کشم هر نفس از درد جدایی آوخ
- شمارهٔ ۱۱ — ای تو چون زلف چرایی، به من شیدا کج
- شمارهٔ ۹ — مرا ز آدم خاکی چو غم بود میراث
- شمارهٔ ۱۳ — بیا که شاهد گل در چمن نقاب گشاد
- شمارهٔ ۸ — وه که جانم گشت چون از درد بی آرام دوست
- شمارهٔ ۱۵ — آن که از مشک به رخساره نشانی دارد
- شمارهٔ ۱۴ — گر سایه آن ماه به سوی چمن افتد
- شمارهٔ ۲۲ — آن کس که روز را به فراق تو شب کند
- شمارهٔ ۱۸ — آن زلف سیه که دلربا شد
- شمارهٔ ۲۰ — ای خجل در چمن از قامت تو سرو بلند
- شمارهٔ ۱۷ — ایا حکیم مسیحا دم ستوده خصال
- شمارهٔ ۲۱ — روز ازل که طینت آدم سرشته اند
- شمارهٔ ۲۳ — دل برد از من آن پسر پیرهن کبود
- شمارهٔ ۱۶ — آن ترک مست، دیده چو از خواب باز کرد
- شمارهٔ ۱۹ — روی تو آتش است و برو خال چون سپند
- شمارهٔ ۲۶ — بر عارض تو خط، چو پراکنده می شود
- شمارهٔ ۳۰ — خواهم نظری در رخ خوب تو دگر بار
- شمارهٔ ۲۹ — بیا که عید صیام است و باز فصل بهار
- شمارهٔ ۲۵ — خرم آن روز که دیدار توام روزی بود
- شمارهٔ ۲۴ — ماه من رنجیده شد یا رب گناه من چه بود
- شمارهٔ ۳۱ — ساقیا عید صیام آمد و هنگام بهار
- شمارهٔ ۲۸ — هر شب من و غمهای تو و روی به دیوار
- شمارهٔ ۲۷ — ساقیا عید صیام آمد و نوروز رسید