صوفی محمد هروی
زندگینامهٔ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمهای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تکنسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخهبرداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.
آثار صوفی محمد هروی
شعرهای صوفی محمد هروی
- بخش ۱۲۲ — سفر کردم به هر شهری رسیدم
- بخش ۱۲۱ — نصیب ما ز می لعل دوست گشته خمار
- بخش ۱۲۴ — ای فروغ حسن ماه از روی رخشان شما
- بخش ۱۲۶ — آن کس که به دست جام دارد
- بخش ۱۲۳ — آه ازین درد جدائی که مرا بر جگرست
- بخش ۱۲۷ — چراغ روی ترا شمع گشته پروانه
- بخش ۱۲۸ — در همه دیر مغان نیست چو من شیدائی
- بخش ۱۲۵ — رونق عهد شباب است دگر بستان را
- بخش ۱۳۴ — هریسه به روغن بگفتا صباح
- بخش ۱۳۶ — دیدم اندر دکان کله پزی
- بخش ۱۳۵ — جوش بوره شبی به بغرا گفت
- بخش ۱۳۳ — شبی از خمیر جوین خواستم
- بخش ۱۳۲ - المقطعات — شبی به مطبخی در دکان طباخی
- بخش ۱۲۹ — عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
- بخش ۱۳۰ — رخ تو مظهر انوارهای سبحانی است
- بخش ۱۳۱ - و ایضا فی ترجیعات — هر که را دعوتی شود دوچار
- بخش ۱۳۸ — دیگ حبشی مفاخرت داشت
- بخش ۱۴۴ — یک کاسه هریسه پر ز روغن به صباح
- بخش ۱۳۷ — ز دیگ ترشی ای، قسام روزی
- بخش ۱۳۹ - ابتدای رباعیات — یارب چه خوش است قلیه های دو پیاز
- بخش ۱۴۲ — ماهیچه باریک که خاتون مال است
- بخش ۱۴۰ — یارب به کرم توانگرم گردانی
- بخش ۱۴۱ — امروز چو رشته بی سر و سامانم
- بخش ۱۴۳ — در سر هوس کباب و در دل غم نان