صوفی محمد هروی
زندگینامهٔ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمهای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تکنسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخهبرداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.
آثار صوفی محمد هروی
شعرهای صوفی محمد هروی
- بخش ۹۷ — تا بدین غایت که رفت از من نیامد هیچ کار
- بخش ۹۹ — تا مرا واله آن سرو روان ساخته اند
- بخش ۹۸ — ز چشم گوشه نشینم نشان سودا پرس
- بخش ۱۰۰ — نوش کن خواجه علی رغم صراحی شکنان
- بخش ۱۰۱ — ای سرشته غم و درد تو به آب و گل من
- بخش ۱۰۳ — ای ز رشک روی تو بر ماهتاب
- بخش ۱۰۲ — ای لب شیرین تو حلوای قند
- بخش ۱۰۴ — خدنگ غمزه و ابرو کمان به هم دارد
- بخش ۱۰۶ — نانوشته مانده است
- بخش ۱۰۹ — باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبرست
- بخش ۱۱۲ — در چمن چون یاد آن سرو خرامان می کنم
- بخش ۱۰۷ — کسی که دیده بود آن نگار را رقاص
- بخش ۱۱۰ — جان، بی جمال جانان میل جنان ندارد
- بخش ۱۱۱ — صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
- بخش ۱۰۵ — عاشق و خسته و پریشانم
- بخش ۱۰۸ — دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را
- بخش ۱۱۵ — هر که او دیده چهره یارم
- بخش ۱۱۴ — کسی که دیده بود آن نگار رعنا را
- بخش ۱۱۷ — نصیب ما ز می لعل دوست گشته خمار
- بخش ۱۱۶ — دلم به درد و غم عشق مبتلی تا کی
- بخش ۱۱۸ — تا بر رخ آن مه نظر انداخته دیده
- بخش ۱۱۹ — بوسه ای از لب لعل تو تمنی دارم
- بخش ۱۲۰ — دارم دل دیوانه گرفتار به بندی
- بخش ۱۱۳ — یارب این درد جگر سوز مرا درمان کن