رباعیات — دیوان اشعار فارسی امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / دیوان اشعار فارسی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۳ — ای از می لعلت همه سر مستی ما
- شمارهٔ ۵ — شب تا به سحر همیکنم زاریها
- شمارهٔ ۴ — آمد ز نسیم صبح بوی تو مرا
- شمارهٔ ۶ — جانم بدو لعل جانفزای تو فدا
- شمارهٔ ۲ — از گوشه بام عارضت ماه سما
- شمارهٔ ۱ — ای بیحد و عد هر نفست حمد و ثنا
- شمارهٔ ۷ — تا شد به هوای عشق آن ماه لقا
- شمارهٔ ۱۱ — در غربتم افتاده ز هجران حبیب
- شمارهٔ ۱۰ — آئین طلب ز خود پسندان مطلب
- شمارهٔ ۹ — در بحر سرشکم از نجوب است حباب
- شمارهٔ ۱۵ — در جام بلورین می همچون یاقوت
- شمارهٔ ۸ — از هجر تو کارم اضطراب است امشب
- شمارهٔ ۱۳ — تا کی ستم و محنت هجران کشمت
- شمارهٔ ۱۴ — دل نیست که در زلف پریشان تو نیست
- شمارهٔ ۱۲ — هر لحظه گر از چرخ جفایی رسدت
- شمارهٔ ۱۷ — چشمت که طریق سحر ازو یافت رواج
- شمارهٔ ۲۰ — در عاشقی آن کس که مجرد باشد
- شمارهٔ ۲۱ — تو نامدی و مهر فلک جلوه نمود
- شمارهٔ ۱۸ — ساقی به من غمزده پیش آر قدح
- شمارهٔ ۱۹ — در عشق مباش پیش رندان گستاخ
- شمارهٔ ۲۳ — آمد به چمن قافله باد بهار
- شمارهٔ ۲۲ — آمد به من خسته ز دلبر کاغذ
- شمارهٔ ۱۶ — ضعفم را آن میان چون مو باعث
- شمارهٔ ۲۴ — جانا دستت یکدمم از دوش مبر
- شمارهٔ ۲۵ — ساقی نه ز آب تلخ کز آتش تیز
- شمارهٔ ۲۶ — ساقی بقدح می طربناک انداز
- شمارهٔ ۲۷ — رفتی و بچشمم از تو تابست هنوز
- شمارهٔ ۲۸ — رفتی و دل از غمت فگارست هنوز
- شمارهٔ ۳۰ — دارم ز وجود خود پریشانی و بس
- شمارهٔ ۲۹ — یارم نشد آن بت پریوش هرگز
- شمارهٔ ۳۱ — دیدند یکی قلندر فقراندیش
- شمارهٔ ۳۶ — خواهی که ترا رسد ز درویشان فیض
- شمارهٔ ۳۳ — خواهی که بدت رو ندهد خوشخو باش
- شمارهٔ ۳۷ — ای دل تو مگر که مشک نابست آن خط
- شمارهٔ ۳۴ — هر چیز رسد ز اهل دوران مخروش
- شمارهٔ ۳۸ — ای از تو درون ناتوانم را حظ
- شمارهٔ ۳۹ — در روز جدایی غم دلسوز وداع
- شمارهٔ ۳۵ — خواهی که به خاصگان حق گردی خاص
- شمارهٔ ۳۲ — آنروی که اوج حسن شد جلوه گهش
- شمارهٔ ۴۰ — تا شد بدرون آتش هجران واقع
- شمارهٔ ۴۶ — در دیر مغان مغبچگان چالاک
- شمارهٔ ۴۵ — تا ماند قضا بر سر من افسر عشق
- شمارهٔ ۴۳ — یاران چو کشند در بهاران می صاف
- شمارهٔ ۴۲ — ای قتل مرا کشیده مژگانت صف
- شمارهٔ ۴۱ — ای زاتش سودای تو داغم بر داغ
- شمارهٔ ۴۷ — ای ساقی شنگ ده می آتش رنگ
- شمارهٔ ۴۴ — مهلک بود ای رفیق ایام فراق
- شمارهٔ ۴۸ — در آتش عشق جسم و جانم مه و سال
- شمارهٔ ۵۵ — بر شوخی ازین عشوه گران ای ساقی
- شمارهٔ ۵۴ — در دیر گرت هواست نوشیدن می
- شمارهٔ ۵۲ — از محنت عاشقی به جانم چه کنم؟
- شمارهٔ ۵۰ — تا اندر دل تاب و توانی بودم
- شمارهٔ ۵۱ - تتبع اثیر اخسیکتی — آگاه نگشتم که درین دیر کیام
- شمارهٔ ۵۳ — گر زهر غمم کند هلاک ای ساقی
- شمارهٔ ۴۹ — سر رشته اهل زهد بگسل ای دل
- شمارهٔ ۵۶ — در فصل خزان برگ رزان ای ساقی