سیف فرغانی
زندگینامهٔ سیف فرغانی
سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط میشود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه اشعار او از غزل و فصیده و قطعه و رباعی حدود ده الی یازده هزار بیت است. وی ارادتی وافر به سعدی داشته و بین آن دو مکاتباتی نیز بوده است. این شاعر بزرگوار در سال ۷۴۹ هجری در یکی از خانقاه های آقسرا وفات یافت. قصیدهٔ او که با مصرع «هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد» آغاز میشود و گویا خطاب به مغولان مهاجم سروده شده از اشعار معروف این شاعر آزاده است
آثار سیف فرغانی
شعرهای سیف فرغانی
- شمارهٔ ۵۳ — جانا ز رشک خط تو عنبر در آتش است
- شمارهٔ ۵۵ — عذر قدمت بسر توان خواست
- شمارهٔ ۵۱ — تبارک الله از آن روی دلستان که تراست
- شمارهٔ ۵۲ — اختر از خدمت قمر دور است
- شمارهٔ ۵۶ — آن کو بدر تو سر نهاده است
- شمارهٔ ۵۴ — ما غریبیم و شهر ازآن شماست
- شمارهٔ ۵۷ — دلبر ما کهربا بر دست بست
- شمارهٔ ۵۸ — دلبری کز لطف گویی بر تنش جان غالبست
- شمارهٔ ۶۴ — هر کو نه خدمت تو کند در بطالتست
- شمارهٔ ۶۵ — باری گر آمدی و نشد یار از آن تو
- شمارهٔ ۶۶ — طوطی روح که دامش قفس ناسوتست
- شمارهٔ ۵۹ — آنکوبتست زنده بجانش چه حاجتست
- شمارهٔ ۶۰ — من میروم و دلم برِ تست
- شمارهٔ ۶۱ — تا مرا آن ماه تابان دوستست
- شمارهٔ ۶۲ — دل چون بجان نظر فگند جای عشق تست
- شمارهٔ ۶۳ — روز رخت که غره ماه جمال تست
- شمارهٔ ۷۴ — صحبت جانان بر اهل دل از جان خوشترست
- شمارهٔ ۷۲ — هان ای نسیم صبح که بویت معطرست
- شمارهٔ ۶۷ — گرمرا زلفت اوفتد در دست
- شمارهٔ ۷۰ — دلم بسلسله زلف یار در بندست
- شمارهٔ ۶۸ — گرچه از بهر کسی جان نتوان داد ز دست
- شمارهٔ ۶۹ — عاشق اینجا از برای دیدن یار آمدهست
- شمارهٔ ۷۱ — بداد باز مراصحبت نگاری دست
- شمارهٔ ۷۳ — بازم از جور فلک این دل غمناک پرست