انوری ابیوردی
زندگینامهٔ انوری
اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت سلاطین کناره گرفت. در تاریخ وفات او بین مورخان اختلاف است ولی به احتمال قوی حدود سال ۵۸۳ هجری قمری در گذشته است.
آثار انوری
شعرهای انوری
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۸ — ای خداوندی که مقصود بنیآدم تویی
- شمارهٔ ۶ - در موعظه — هرکه سعی بد کند در حق خلق
- شمارهٔ ۵ - حکیم به دنبال ناصرالدین به منصوریه رفت او رابه بزمگاه راه ندادند این قطعه را سروده بار خواست — ای خصم تو پست و قدر والا
- شمارهٔ ۱ - در تعریف علم و شان آن — دیدهٔ جان بوعلی سینا
- شمارهٔ ۲ — انوری چون خدای راه نمود
- شمارهٔ ۳ - موعظه در رفع امل — نزد طبیبِ عقلِ مبارکُ قدم شدم
- شمارهٔ ۷ - در التماس شراب — ایا صدری که از روی بزرگی
- شمارهٔ ۴ - فیالحکمة — نگر تا حلقهٔ اقبال ناممکن نجنبانی
- شمارهٔ ۸ — سمند فخر دین فاخر ز فخرت مفتخر بادا
- شمارهٔ ۹ - در تهدید — آفتاب سخا حمیدالدین
- شمارهٔ ۱۳ - در شکایت زمانه — خطابی با فلک کردم که از راه جفا کشتی
- شمارهٔ ۱۵ - صاحب را به داشتن دو فرزند به نام محمود و مسعود تهنیت گوید — چون بهاء الدین اعز را شاخ عزت بارور شد
- شمارهٔ ۱۰ - در معذرت صاحب — ای بر عقاب کرده تقدم ثواب را
- شمارهٔ ۱۲ - وقتی انوری را درد پایی عارض گشته و ناصرالدین طاهر به عیادت وی رفته در شکر آن و عذرخواهی این قطعه گفته است — این فلک پیش طالع نیکت
- شمارهٔ ۱۱ - عزل خواجه شهاب را خواهد — ای صدر نایبی به ولایت فرست زود
- شمارهٔ ۱۴ - در مذمت فرمانبرداری از زن — کرا عقل باشد زبر دست شهوت
- شمارهٔ ۱۹ - در شکایت گوید — به جای بادهٔ نابم تو سرکه دادی ناب
- شمارهٔ ۲۲ - فیالهجا — گفته بودی که کاه و جو بدهم
- شمارهٔ ۱۶ - در هزل گوید — گفت با خواجه یکی روز ازین خوش مردی
- شمارهٔ ۱۷ - در مدح ملکالوزرا بدرالدین طوطی بکبن مسعودبن علی — طوطی ای آنکه ز انصاف تو هر نیمشبی
- شمارهٔ ۱۸ - در هجا گوید — مینبینی که روزگار چه کرد
- شمارهٔ ۲۱ - ایضا درخواست شراب کند — ایا دقیق نظر مهتری که گاه سخا
- شمارهٔ ۲۳ - در طلب شراب گوید — میر حیدر ایا که خیزد جود
- شمارهٔ ۲۰ - شراب خواهد — خدایگانا مهمان بنده بودهستند