انوری ابیوردی
زندگینامهٔ انوری
اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت سلاطین کناره گرفت. در تاریخ وفات او بین مورخان اختلاف است ولی به احتمال قوی حدود سال ۵۸۳ هجری قمری در گذشته است.
آثار انوری
شعرهای انوری
- شمارهٔ ۴۹ - شراب خواهد — فریدالدین کاتب دام عزه
- شمارهٔ ۴۸ — به خدایی که از کمان قضا
- شمارهٔ ۵۲ — به خدایی که با بزرگی او
- شمارهٔ ۵۱ - در آرزومندی — به خدایی که روز را دامن
- شمارهٔ ۵۰ - در شکایت دوری از بزم مخدوم — شاها بدان خدای که بر دست قدرتش
- شمارهٔ ۵۵ - مطایبه — دوش در خواب من پیمبر را
- شمارهٔ ۵۴ - در حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانی — آن شد که جهان لاف همی زد که من آنم
- شمارهٔ ۵۳ - قطعهٔ زیر را به خواجه اسحاق پدر خواندهٔ خود فرستاده — مرا مقصود فرزندان آدم
- شمارهٔ ۶۱ — به خدایی که در دوازده میل
- شمارهٔ ۶۲ — گشتهام بینظیر تا که ترا
- شمارهٔ ۶۰ - مطایبه در موفق سبعی — از آن سپس که به تعریض یک دوبارم رفت
- شمارهٔ ۵۶ - از الب ارغون فرش و اسب و زین و خیمه خواسته — ایا خسروی کز پی جاه خویش
- شمارهٔ ۵۹ — عاقلا از سر جهان برخیز
- شمارهٔ ۵۷ - اظهار اشتیاق کند — به خدایی که در پرستش خویش
- شمارهٔ ۵۸ - حساد او را به تهمتی منسوب کردند قسمیات در نفی تهمت و ذم شاعری و استغفار گوید — بدان خدای که در جست و جوی قدرت او
- شمارهٔ ۶۳ - در مدح سلطان اعظم سنجر — دوش خوابی دیدهام گو نیک دیدی نیک باد
- شمارهٔ ۷۰ - در نصیحت — اعتقادی درست دار چنانک
- شمارهٔ ۶۵ - مطایبه — حاجبت رگ ز دست دانستم
- شمارهٔ ۶۸ - در هجا — شمس را چیزکی است بر گردن
- شمارهٔ ۶۹ - در مرثیه — رئیس دولت و دین ای اسیر دست اجل
- شمارهٔ ۷۱ - لغزیست که در طلب خربزه گفته — ای کریمی که در زمین امید
- شمارهٔ ۶۶ — تا مشقت ره طاعت نبرد هرگز گفت
- شمارهٔ ۶۷ - در شکایت و طلب احسان از مخدوم — ای خداوندی کز غایت احسان و سخا
- شمارهٔ ۶۴ - در مدح اقضیالقضاة قاضی حمیدالدین — قطعهٔ صدر اجل قاضی قضاة شرق و غرب