انوری ابیوردی
زندگینامهٔ انوری
اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت سلاطین کناره گرفت. در تاریخ وفات او بین مورخان اختلاف است ولی به احتمال قوی حدود سال ۵۸۳ هجری قمری در گذشته است.
آثار انوری
شعرهای انوری
- شمارهٔ ۲۹ - در مطایبه گوید — زهی نم کرمت در سخا بهارانگیز
- شمارهٔ ۳۱ - صاحب ناصرالدین را مدح گوید — ای سرافرازی که از یک سعی تو
- شمارهٔ ۲۴ - ایضا شراب خواهد — من و نگار من امروز هر دو رگ زدهایم
- شمارهٔ ۲۵ - مطایبه — دستار خوان بود ز دو گز کم به روستا
- شمارهٔ ۲۷ - در قناعت و صبر گوید — ای بس که جهان جبهٔ درویش گرفته
- شمارهٔ ۳۰ - در تعریف کتاب مقامات قاضی حمیدالدین — هر سخن کان نیست قرآن یا حدیث مصطفی
- شمارهٔ ۲۶ - در شکایت زمان و حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانی — گرچه در دور تو ای دریادل کان دستگاه
- شمارهٔ ۲۸ - در شکر و قناعت گوید — درین دو روزه توقف که بو که خود نبود
- شمارهٔ ۳۴ - در هجو صفی محمد تاریخی — صفی محمد تاریخی از خدای بترس
- شمارهٔ ۳۶ - در شکایت گوید و توقع تلطف کند — چون برگهای طوبی طبعم به نام تو
- شمارهٔ ۳۷ - در مدح گوید — ای سروری که از گل دل قامت قلم
- شمارهٔ ۳۹ - در محمدت صاحب ناصرالدین — قدر میخواست تا کار دو عالم
- شمارهٔ ۳۳ - در شرح اشتیاق گوید — به خدایی که از میان دو حرف
- شمارهٔ ۳۵ - در شکایت دنیا — ربع مسکون آدمی را بود، دیو و دد گرفت
- شمارهٔ ۳۸ - در مدح موئتمن سرخسی — رتبت و تمیکن صدر موئتمن
- شمارهٔ ۳۲ - در مدح مجدالدین ابوطالب نعمه — گره عهد آسمان سست است
- شمارهٔ ۴۶ - بیگاه به حضرت رفت در عذر آن گوید — تو آن فرزانهٔ آزاد مردی
- شمارهٔ ۴۱ - در مدح مجدالدین ابوطالب نعمه — آنکه بر سلطان گردون نور رایش غالبست
- شمارهٔ ۴۳ - شراب خواهد — ای کریمی که در عطا دادن
- شمارهٔ ۴۲ — به خدایی که در ولایت غیب
- شمارهٔ ۴۴ - در هجا گوید — رای مجدالملک در ترتیب ملک
- شمارهٔ ۴۷ - در طلب جو این قطعه فرموده — ای بزرگی که دین یزدان را
- شمارهٔ ۴۵ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی و شکر نعمت او — از خواص سخای مجد کرم
- شمارهٔ ۴۰ - فیالحکمة — آن شنیدستی که روزی زیرکی با ابلهی