انوری ابیوردی
زندگینامهٔ انوری
اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت سلاطین کناره گرفت. در تاریخ وفات او بین مورخان اختلاف است ولی به احتمال قوی حدود سال ۵۸۳ هجری قمری در گذشته است.
آثار انوری
شعرهای انوری
- شمارهٔ ۲۴۴ - شراب خواهد — شاهدی دارم ای بزرگ چنانک
- شمارهٔ ۲۴۵ - حضور دوستی را خواهد — جاییست نشسته چاکر تو
- شمارهٔ ۲۴۷ - در قضا و قدر — خدای کار چو بر بندهای فرو بندد
- شمارهٔ ۲۴۰ — گفتم ترا مدیح دریغا مدیح من
- شمارهٔ ۲۴۳ - برای درآمدن به خانهٔ اکفی الکفاة بار خواهد — ای خداوندی که از ایام اگر خواهی بیابی
- شمارهٔ ۲۴۲ - از کسی درخواست پنبه کند — زهی صاحب ملک پرور که گیتی
- شمارهٔ ۲۴۱ - در وصف بنا و مدح میر عمید — کرد عالی بنای این مجدود
- شمارهٔ ۲۴۶ - در تقاضای انعامی که حواله شد و نیافت فرماید — مفتی شرع کرم عاقلهٔ ملت جود
- شمارهٔ ۲۴۹ - اذن دخول به مجلس صاحب خواهد — ای خاک درت سرمه شده چشم ولی را
- شمارهٔ ۲۵۲ - شراب خواهد — ای بزرگی که رای روشن تو
- شمارهٔ ۲۵۳ — بر کار جهان دل منه ایرا که نشاید
- شمارهٔ ۲۵۱ - در هجو شخصی که به علی مهتاب مشهور بود — طبع مهتاب را دو خاصیت است
- شمارهٔ ۲۵۴ - در مرثیه — در مرثیهٔ موئیدالدین
- شمارهٔ ۲۴۸ - حکیم رنجور بود و دوستی او را عیادت نکرد در شکایت و طلب حضور او گوید — ای بدیعالزمان بیا و ببین
- شمارهٔ ۲۵۵ - در مفارقت — خدایگانا نزدیک شد که صبح ظفر
- شمارهٔ ۲۵۰ - مخدوم به حکیم جام شرابی بخشیده در شکر آن و طلب شراب گوید — ای به جود و به قدر بر ز فلک
- شمارهٔ ۲۵۸ - در عذر — بنده گر درهنر عطارد نیست
- شمارهٔ ۲۶۰ — اگر انوری خواهد از روزگار
- شمارهٔ ۲۵۷ - فی الاشتیاق — به خدایی که دست قدرت او
- شمارهٔ ۲۵۹ - در مذمت اهل سوق — روزی پسری با پدر خویش چنین گفت
- شمارهٔ ۲۶۲ — ای برادر پند من بشنو اگر خواهی صلاح
- شمارهٔ ۲۶۱ - اسب پیری را مذمت کند — خسرو از اصطبل معمورت که آن معمور باد
- شمارهٔ ۲۶۳ - قبا از بزرگی خواسته — ای برقد تو راست قبای سخا و جود
- شمارهٔ ۲۵۶ — صاحبا سقطهٔ مبارک تو