انوری ابیوردی
زندگینامهٔ انوری
اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت سلاطین کناره گرفت. در تاریخ وفات او بین مورخان اختلاف است ولی به احتمال قوی حدود سال ۵۸۳ هجری قمری در گذشته است.
آثار انوری
شعرهای انوری
- شمارهٔ ۲۲۲ - در هجا — ترا هجا نکند انوری معاذالله
- شمارهٔ ۲۲۳ - در شکایت — کامل العصر نیک نیک بدان
- شمارهٔ ۲۲۰ - شکایت از فلک و مدح صاحب — به خدایی که قدر قدرت او
- شمارهٔ ۲۱۹ — دوستی گفت صبر کن ایراک
- شمارهٔ ۲۱۶ - در مدح — ای کریمی که رای همت تو
- شمارهٔ ۲۱۸ - ممدوح برای حکیم خلعتی فرستاده در شکر آن گوید — ای خداوندی که از دریای دستت روزگار
- شمارهٔ ۲۲۱ - مخدوم به انوری جفتی موزه بخشید در شکر آن گوید — ای خداوندی که پیش لطف خاک پای تو
- شمارهٔ ۲۱۷ - درخواست روشنایی کند — گنبد پیروزه گون بااختران سیم رنگ
- شمارهٔ ۲۲۹ — خدایگانا آنی که دوستدارانت
- شمارهٔ ۲۲۸ - در هجا — پس دریده بریده پیشی چند
- شمارهٔ ۲۳۰ - در تهدید و هجو قاضی هری — به خشک ریش گری در هری ندیدستی
- شمارهٔ ۲۳۱ - در نکوهش فلک — آسمان آن بخیل بدفعلست
- شمارهٔ ۲۲۶ - شراب خواهد — ای کریمی که از نوال کفت
- شمارهٔ ۲۲۷ - ایضا طلب شراب کند — ای بزرگی که کلک وهمت تو
- شمارهٔ ۲۲۴ - در حبس مجدالذین ابوالحسن عمرانی — بافلک دی نیازمندی گفت
- شمارهٔ ۲۲۵ - طلب ادرار و راتبه از مخدوم برای یک نفر از شاگردان خود کند — ای خداوندی که از روی تفاخر بندهوار
- شمارهٔ ۲۳۹ — هر که زی خویشتن گران آید
- شمارهٔ ۲۳۶ - در نکوهش روزگار — یک چند روزگار نه از راه مکرمت
- شمارهٔ ۲۳۴ - در التماس موزه — تویی آن صدر که بر پایهٔ قدرت نرسد
- شمارهٔ ۲۳۷ — کسی را که بد مست باشد، قفا
- شمارهٔ ۲۳۳ - در مذمت زنان — زن چو میغست و مرد چون ماهست
- شمارهٔ ۲۳۸ - اجازت خواهد — ای شاه ز نقدها که باشد
- شمارهٔ ۲۳۵ - در هجا — چه خیر باشد در خیل و لشکری که درو
- شمارهٔ ۲۳۲ — خسروا آب آسمان نشود