انوری ابیوردی
زندگینامهٔ انوری
اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت سلاطین کناره گرفت. در تاریخ وفات او بین مورخان اختلاف است ولی به احتمال قوی حدود سال ۵۸۳ هجری قمری در گذشته است.
آثار انوری
شعرهای انوری
- شمارهٔ ۱۷۵ - در هجو — قلتبانی هم به خواهر هم بزن
- شمارهٔ ۱۶۸ - در حق سنقر خاص گوید — تابش رای سایهٔ یزدان
- شمارهٔ ۱۷۴ - شبی در حال مستی از بامی درافتاد این قطعه را گفت — گرچه شب سقطهٔ من هر که دید
- شمارهٔ ۱۶۹ — به خدایی که آب حکمت او
- شمارهٔ ۱۷۱ — مرکب من که دادهٔ شه بود
- شمارهٔ ۱۷۰ — به خدایی که درسپهر بلند
- شمارهٔ ۱۷۳ - در نصیحت — در جهان با مردمان دانی که چون باید گذاشت
- شمارهٔ ۱۷۲ - در مدح پیروز شاه — آنکه او دست و دلت را سبب روزی کرد
- شمارهٔ ۱۷۷ - در صفت کسب کمال ومذمت ابناء عصر — هر که به ورزیدن کمال نهد روی
- شمارهٔ ۱۷۸ - در مدح ملکالشرق علاء الدین محمد امیر کوه — امیرالجبال آنکه با جاه جودش
- شمارهٔ ۱۸۱ - طبیبی را ذم کند — مقبلی آنکه روز و شب ادبار
- شمارهٔ ۱۸۳ - در هجا — گر اندک صلتی بخشد امیرت
- شمارهٔ ۱۸۰ — به خدایی که وصف بی چونش
- شمارهٔ ۱۷۶ - مطایبه — جهان گر مضطرب شد گو همی شو
- شمارهٔ ۱۷۹ - درشکایت دهر — کی بود کاین سپهر حادثهزای
- شمارهٔ ۱۸۲ - در حکمت و موعظه — روز را رایگان ز دست مده
- شمارهٔ ۱۸۷ - در حبس مجدالدین ابوالحسن — مدت عالم به آخر میرسد بیهیچ شک
- شمارهٔ ۱۸۶ — غلام توام چون غلامت نباشد
- شمارهٔ ۱۸۸ — دعاگو اسبکی دارد که هر روز
- شمارهٔ ۱۹۰ - در طلب احسان — گفتم چو لطف بار خدایم قبول کرد
- شمارهٔ ۱۸۹ — خداوندا رهی را شاهدی هست
- شمارهٔ ۱۸۴ — شعر تر و خوب بنده گوید
- شمارهٔ ۱۸۵ — به خدایی که بیشناس مقیم
- شمارهٔ ۱۹۱ - در طلب کاغذ گوید — ای خداوندی که درمعراج قدر و منزلت