غالب دهلوی
زاده ۱۲۱۲ – درگذشته ۱۲۸۵ هجری قمری، آگره
زندگینامهٔ غالب دهلوی
میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسیگوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبهقاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبانزادگان و کشاورزان سمرقند و ترکزبان بودهاند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشتههای خود از واژههای فارسی سره و همچنین واژههای دساتیری نیز استفاده مینمود. ادب و فلسفه و عرفان موضوعات بیشتر نوشتههای غالب را تشکیل میدهند.
آثار غالب دهلوی
شعرهای غالب دهلوی
- شمارهٔ ۱۳۰ — حور بهشتی ز یاد آن بت کشمیر برد
- شمارهٔ ۱۳۴ — صاحبدلست و نامور عشقم به سامان خوش نکرد
- شمارهٔ ۱۲۹ — ذوقش به وصل گرچه زبانم ز کار برد
- شمارهٔ ۱۳۶ — شادم به خیالت که ز تابم به در آورد
- شمارهٔ ۱۳۵ — هم «انا الله » خوان درختی را به گفتار آورد
- شمارهٔ ۱۳۳ — از رشک کرد آنچه به من روزگار کرد
- شمارهٔ ۱۳۱ — در کلبه ما از جگر سوخته بو برد
- شمارهٔ ۱۳۲ — اگر به دل نخلد هر چه از نظر گذرد
- شمارهٔ ۱۳۸ — صبح ست خوش بود قدحی بر شراب زد
- شمارهٔ ۱۴۰ — گرسنه به که برآید ز فاقه جانش و لرزد
- شمارهٔ ۱۴۳ — خوشا که گنبد چرخ کهن فرو ریزد
- شمارهٔ ۱۳۷ — اگر داغت وجودم را در اکسیر نظر گیرد
- شمارهٔ ۱۴۲ — نگاهش ار به سر نامه وفا ریزد
- شمارهٔ ۱۴۱ — تا کیم دود شکایت ز بیان برخیزد
- شمارهٔ ۱۳۹ — من به وفا مردم و رقیب به در زد
- شمارهٔ ۱۴۴ — گویم سخنی گرچه شنیدن نشناسد
- شمارهٔ ۱۴۵ — خوبان نه آن کنند که کس را زیان رسد
- شمارهٔ ۱۴۶ — نیست وقتی که به ما کاهشی از غم نرسد
- شمارهٔ ۱۴۷ — هر ذره را فلک به زمینبوس میرسد
- شمارهٔ ۱۴۹ — ترا گویند عاشق دشمنی آری چنین باشد
- شمارهٔ ۱۵۰ — به ره با نقش پای خویشم از غیرت سری باشد
- شمارهٔ ۱۵۲ — شوخی چشم حبیب فتنه ایام شد
- شمارهٔ ۱۵۱ — تا چند بلهوس می و عاشق ستم کشد
- شمارهٔ ۱۴۸ — ز رشک ست این که در عشق آرزوی مردنم باشد