غالب دهلوی
زاده ۱۲۱۲ – درگذشته ۱۲۸۵ هجری قمری، آگره
زندگینامهٔ غالب دهلوی
میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسیگوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبهقاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبانزادگان و کشاورزان سمرقند و ترکزبان بودهاند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشتههای خود از واژههای فارسی سره و همچنین واژههای دساتیری نیز استفاده مینمود. ادب و فلسفه و عرفان موضوعات بیشتر نوشتههای غالب را تشکیل میدهند.
آثار غالب دهلوی
شعرهای غالب دهلوی
- شمارهٔ ۱۰۶ — محو خودست لیک نه چون من درین چه بحث؟
- شمارهٔ ۱۰۷ — نقشم گرفته دوست نمودن چه احتیاج؟
- شمارهٔ ۱۰۸ — جلوه می خواهیم آتش شو هوای ما مسنج
- شمارهٔ ۱۰۹ — ای که نبوی هر چه نبود در تماشایش مپیچ
- شمارهٔ ۱۰۵ — دل برد و حق آنست که دلبر نتوان گفت
- شمارهٔ ۱۱۱ — باده پرتو خورشید و ایاغ دم صبح
- شمارهٔ ۱۱۰ — در پرده شکایت ز تو داریم و بیان هیچ
- شمارهٔ ۱۱۲ — آهی به عشق فاتح خیبر کنیم طرح
- شمارهٔ ۱۱۳ — ای جمال تو به تاراج نظرها گستاخ
- شمارهٔ ۱۱۴ — تا بشوید نهاد ما ز وسخ
- شمارهٔ ۱۱۸ — بی دل نشد ار دل به بت غالیه مو داد
- شمارهٔ ۱۱۶ — تیغت ز فرق تا به گلویم رسیده باد
- شمارهٔ ۱۱۷ — به بند پرسش حالم نمی توان افتاد
- شمارهٔ ۱۱۵ — لبم از زمزمه یاد تو خاموش مباد
- شمارهٔ ۱۱۹ — هر دم ز نشاطم دل آزاد بجنبد
- شمارهٔ ۱۲۰ — غم من از نفس پندگو چه کم گردد
- شمارهٔ ۱۲۳ — به ذوقی سر ز مستی در قفای ره روان دارد
- شمارهٔ ۱۲۱ — دماغ اهل فنا نشئه بلا دارد
- شمارهٔ ۱۲۲ — آزادگی ست سازی اما صدا ندارد
- شمارهٔ ۱۲۶ — خوش ست آن که با خویش جز غم ندارد
- شمارهٔ ۱۲۷ — نقابدار که آیین رهزنی دارد
- شمارهٔ ۱۲۴ — تنگست دلم حوصله راز ندارد
- شمارهٔ ۱۲۵ — نومیدی ما گردش ایام ندارد
- شمارهٔ ۱۲۸ — کو فنا تا همه آلایش پندار برد