غالب دهلوی
زاده ۱۲۱۲ – درگذشته ۱۲۸۵ هجری قمری، آگره
زندگینامهٔ غالب دهلوی
میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسیگوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبهقاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبانزادگان و کشاورزان سمرقند و ترکزبان بودهاند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشتههای خود از واژههای فارسی سره و همچنین واژههای دساتیری نیز استفاده مینمود. ادب و فلسفه و عرفان موضوعات بیشتر نوشتههای غالب را تشکیل میدهند.
آثار غالب دهلوی
شعرهای غالب دهلوی
- شمارهٔ ۱۵۳ — دل اسباب طرب گم کرده در بند غم نان شد
- شمارهٔ ۱۵۵ — ز گرمی نگهت خون دل به جوش آمد
- شمارهٔ ۱۵۴ — دیگر از گریه به دل رسم فغان یاد آمد
- شمارهٔ ۱۵۶ — چو زه به قصد نشان بر کمان بجنباند
- شمارهٔ ۱۵۷ — نهم جبین به درش آستان بگرداند
- شمارهٔ ۱۵۹ — گر چنین ناز تو آماده یغما ماند
- شمارهٔ ۱۶۰ — نفس از بیم خویت رشته پیچیده را ماند
- شمارهٔ ۱۵۸ — نادان صنم من روش کار نداند
- شمارهٔ ۱۶۱ — دریغا که کام و لب از کار ماند
- شمارهٔ ۱۶۶ — عجب که مژده دهان رو به سوی ما آرند
- شمارهٔ ۱۶۲ — باید ز می هر آینه پرهیز گفتهاند
- شمارهٔ ۱۶۳ — بهر خواری بس که سرگرم تلاشم کردهاند
- شمارهٔ ۱۶۴ — مژده صبح درین تیره شبانم دادند
- شمارهٔ ۱۶۸ — ننگ فرهادم به فرسنگ از وفا دور افگند
- شمارهٔ ۱۶۵ — پروا اگر از عربده دوش نکردند
- شمارهٔ ۱۶۷ — شوقم ز پند بر در فریاد میزند
- شمارهٔ ۱۷۱ — آنان که وصل یار همی آرزو کنند
- شمارهٔ ۱۷۳ — به عشق از دو جهان بی نیاز باید بود
- شمارهٔ ۱۷۲ — به مقصدی که مر آن را ره خدا گویند
- شمارهٔ ۱۷۰ — دلستانان بحل اند ار چه جفا نیز کنند
- شمارهٔ ۱۷۵ — قدر مشتاقان چه داند؟ درد ما چندش بود؟
- شمارهٔ ۱۷۴ — دانست کز شهادتم امید حور بود
- شمارهٔ ۱۷۶ — چه خیزد از سخنی کز درون جان نبود
- شمارهٔ ۱۶۹ — بتان شهر ستم پیشه شهریارانند