قدسی مشهدی
زندگینامهٔ قدسی مشهدی
حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی میکرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده است. قدسی در سال ۱۰۵۶ هجری قمری درگذشت و در آرامگاه شاعران کشمیر دفن شد. دیوان قدسی مشهدی به همت آقای امیرحسین موسوی در گنجور در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
آثار قدسی مشهدی
شعرهای قدسی مشهدی
- شمارهٔ ۶۰۰ — هرچند نباشد خبرت از رازی
- شمارهٔ ۶۰۱ — ای عشق، تو ما را به جهان میارزی
- شمارهٔ ۶۰۲ — شمعی تو، ولی ز انجمن پرهیزی
- شمارهٔ ۶۰۳ — تجرید گزین تا به نوایی برسی
- شمارهٔ ۵۹۹ — خواهم که به دل، چو عشق، مسکن گیری
- شمارهٔ ۵۹۶ — ای عشق، چه بر سرم ز افسون آری
- شمارهٔ ۵۹۷ — این ره که تو سر کردهای از مغروری
- شمارهٔ ۵۹۸ — پُر پیش فتادهای، قفایی نخوری
- شمارهٔ ۶۱۱ — بی شعله، چو باده خود به خود میجوشی
- شمارهٔ ۶۰۸ — گر از یاری، مدام از خود باشی
- شمارهٔ ۶۰۶ — نی عزت و اعتبار ماند به کسی
- شمارهٔ ۶۰۴ — بر آسایش، مدار ننهاد کسی
- شمارهٔ ۶۰۵ — خرسند بود چند به نام از تو کسی
- شمارهٔ ۶۰۹ — ای جان چه شود که مونس تن باشی
- شمارهٔ ۶۰۷ — در وحدت ذات، گفته گوهرپاشی
- شمارهٔ ۶۱۰ — در پرده به هر دل آشنا میباشی
- شمارهٔ ۶۱۴ — در ملک وجود، خوار بودن تا کی؟
- شمارهٔ ۶۱۳ — محروم ز وصل یار بودن تا کی
- شمارهٔ ۶۱۷ — بیفیضان را چه باک از بیبرگی؟
- شمارهٔ ۶۱۵ — روزن متعددست و مهتاب یکی
- شمارهٔ ۶۱۶ — از مردم حال، اهل حال است یکی
- شمارهٔ ۶۱۸ — عاشق نشود هلاک از بیبرگی
- شمارهٔ ۶۱۲ — یابی چو ز اهل فضل، شخصی عاصی
- شمارهٔ ۶۱۹ — گر بتوانی، به نفس خود کن جدلی