جامی
زاده ۸۱۷ – درگذشته ۸۹۸ هجری قمری، خرجرد جام
زندگینامهٔ جامی
نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خاص داشت. او در محرم ۸۹۸ هجری قمری وفات کرد و در هرات با احترام فراوان به خاک سپرده شد. از جامی بیش از چهل اثر و تألیف سودمند و گرانبها به جای مانده است. معروفترین آثار او عبارت از هفت مثنوی به نام «هفت اورنگ» است.
آثار جامی
شعرهای جامی
- شمارهٔ ۲۱۶ — دی که آن نازنین سخن می گفت
- شمارهٔ ۲۱۱ — لب گشادی تا سخن گویی در سیراب ریخت
- شمارهٔ ۲۱۴ — درمانده ای به حکم قضا از بلا گریخت
- شمارهٔ ۲۱۵ — دل رخت را ز روشنی مه گفت
- شمارهٔ ۲۱۰ — غمت روز مرا رسم شب آموخت
- شمارهٔ ۲۱۳ — دلم چون داستان غم فرو ریخت
- شمارهٔ ۲۰۹ — بر فلک دوش از خروش من دل اختر بسوخت
- شمارهٔ ۲۱۲ — خط تو در دامن گل سنبل سیراب ریخت
- شمارهٔ ۲۲۱ — ما امید از دوست ببریدیم و رفت
- شمارهٔ ۲۲۲ — آن که بر گل گره از جعد سمن بوی تو بست
- شمارهٔ ۲۱۷ — باده تا چاشنیی زان لب چون نوش گرفت
- شمارهٔ ۲۲۴ — این زمینی ست که سرمنزل جانان بوده ست
- شمارهٔ ۲۲۰ — آن نه خط است که گرد رخ زیباش گرفت
- شمارهٔ ۲۲۳ — ابر نیسان سایه بان بر طارم گردون زده ست
- شمارهٔ ۲۱۹ — دل که روزی چند با دیدار جانان خو گرفت
- شمارهٔ ۲۱۸ — آن سفر کرده کش از ما دل گرفت
- شمارهٔ ۲۲۷ — مرا عشق عزیزی خوار کرده ست
- شمارهٔ ۲۲۸ — چشمم خیال قد تو جز نخل تر نبست
- شمارهٔ ۲۳۲ — دور از رخ تو چنانم ای دوست
- شمارهٔ ۲۲۹ — کس شیوه آن دلبر چالاک ندانست
- شمارهٔ ۲۲۵ — دلم از خم صفا جام مصفا زده است
- شمارهٔ ۲۲۶ — ترک گلچهره من خیمه به صحرا زده است
- شمارهٔ ۲۳۱ — چه گویم کز فراقت چونم ای دوست
- شمارهٔ ۲۳۰ — ای که هرگز نشود زلف کجت با ما راست