مسعود سعد سلمان
زندگینامهٔ مسعود سعد سلمان
مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن مسعود و ملک ارسلان بن مسعود و بهرامشاه بن مسعود مشغول شد و تا زمان وفاتش در سال ۵۱۵ هجری قمری نزد ایشان تقرب داشت. دیوان وی مکرر به طبع رسیده و حدود ۱۶۰۰۰ بیت دارد. به غیر از دیوان فارسی، دو دیوان تازی و هندی نیز به او نسبت دادهاند. حبسیههای وی معروف است.
آثار مسعود سعد سلمان
شعرهای مسعود سعد سلمان
- شمارهٔ ۸۰ - برتری قلم به تیغ — فلک اندر دمید پنداری
- شمارهٔ ۸۱ - در ده روشن رحیق — ای صنم ماهروی در ده روشن رحیق
- شمارهٔ ۸۲ - پیری — گر کنم جامه ها ز پیری چاک
- شمارهٔ ۸۳ - خشک و خالی — از من و تو همی بخواهد ماند
- شمارهٔ ۸۵ - چشم و بینی ببست عزرائیل — جای تحسین چو دست مرگ از این
- شمارهٔ ۸۴ - با این همه شهرت — معروف تر از من به جهان نیست خردمند
- شمارهٔ ۸۶ - بوالفضایل — والا مردست بوالفضایل
- شمارهٔ ۷۹ - تقاضای تیول — خسروا بود و هست خواهد بود
- شمارهٔ ۸۷ - دست بدان قبضه خنجر زدیم — گردن و گوش غزل و مدح را
- شمارهٔ ۹۲ - شکوه از موی — پیوسته من از سپید مویی
- شمارهٔ ۸۸ - از بخت همیشه سرنگونم — از بخت همیشه سرنگونم
- شمارهٔ ۹۰ - ز بیم بلا آنچه دانم نگویم — ضعیفم به جان وز ضعیفی چنانم
- شمارهٔ ۹۳ - حقگزاری از خواجه مظفر — از خواجه مظفر کریوه
- شمارهٔ ۹۱ - ای جوانی تو را کجا جویم — ای جوانی تو را کجا جویم
- شمارهٔ ۸۹ - نداند حقیقت که من کیستم — چه کین است با من فلک را بدل
- شمارهٔ ۹۴ - هزل — بتی یافتم دوش گفتم به حرص
- شمارهٔ ۱۰۱ - ای بخت بد — ای بخت بد که هیچ نبودم من از تو شاد
- شمارهٔ ۹۶ - مدح و شکران — چه خدمت کرد شاها بنده تو
- شمارهٔ ۹۵ - از زبان ملک ارسلان گوید — من مایه عدل و مایه جودم
- شمارهٔ ۹۷ - ستایش — ملکا بنشین بر تخت به کام
- شمارهٔ ۹۸ - ثناگستری — ابرم که همی ز دریا بردارم
- شمارهٔ ۹۹ - ستایشگری — ای بزرگی که همتت گوید
- شمارهٔ ۱۰۰ - مدح — ای تو بحر و فضایل تو درر
- شمارهٔ ۱۰۲ - به خواجه ابراهیم — ای نسیم صبا تحیت من