اوحدی مراغهای
زاده ۶۷۳ – درگذشته ۷۳۸ هجری قمری، مراغه
آثار اوحدی مراغهای
شعرهای اوحدی مراغهای
- غزل شمارهٔ ۴۲۲ — ای صبا، از من آشفته فلان را میپرس
- غزل شمارهٔ ۴۲۱ — ای صبا، یار مرا از من بییار بپرس
- غزل شمارهٔ ۴۱۹ — بیا، که صفهٔ ما بوریای میکده بس
- غزل شمارهٔ ۴۲۰ — به رخ شمع شبستانم تویی بس
- غزل شمارهٔ ۴۱۶ — گلت بنده گردید و شمشاد نیز
- غزل شمارهٔ ۴۱۷ — در وفا داری نکردی آنچه میگفتی تو نیز
- غزل شمارهٔ ۴۱۸ — در ضمیر ما نمیگنجد بغیر از دوست کس
- غزل شمارهٔ ۴۲۳ — عشرت بهار کن، که شود روزگار خوش
- غزل شمارهٔ ۴۲۷ — جفت شادیست بعید، آنکه تو داری شادش
- غزل شمارهٔ ۴۲۸ — چنین که بسته شدم باز من به زلف چو بندش
- غزل شمارهٔ ۴۳۱ — دلا، دگر قدم از کوی دوست بازمکش
- غزل شمارهٔ ۴۲۵ — نسپردم از خرابی دل خود به چشم مستش
- غزل شمارهٔ ۴۲۶ — سخت زیبا دلبرست او، چشم بد دور از رخش
- غزل شمارهٔ ۴۲۹ — درین همسایه شمعی هست و جمعی عاشق از دورش
- غزل شمارهٔ ۴۳۰ — چو نام او همی گویی به نام خود قلم در کش
- غزل شمارهٔ ۴۲۴ — دمشق فتنه شد بغداد و توفان بلا آبش
- غزل شمارهٔ ۴۳۴ — گر دستها چو زلف در آرم به گردنش
- غزل شمارهٔ ۴۳۲ — که میبرد خبر عاشقان شیفته حالش؟
- غزل شمارهٔ ۴۳۳ — دیده گر لایق آن نیست که منزل کنمش
- غزل شمارهٔ ۴۳۷ — بباد صبا گفتم از شوق دوش
- غزل شمارهٔ ۴۳۹ — دو هفتهٔ دگر از بوی باد مشک فروش
- غزل شمارهٔ ۴۳۸ — پستهٔ آن ماه مروارید گوش
- غزل شمارهٔ ۴۳۶ — امروز گم شدم: تو بر آهم مدار گوش
- غزل شمارهٔ ۴۳۵ — نیست عیب ار دوست میدارم منش